بخش هشتم:

اقدامات عمرانی مهم در کربلا

کربلا هم مثل نجف در سالهای اخیر شاهد تحولات عمرانی گسترده است . هم در حرم و هم در بیرون و اطراف حرم و هم در سطح شهر .

در حرم ها؛ سقف حیاط حرم حسینی را با سازه ی بزرگی پوشانده اند و زیر سقف را هم کاشی کاری کرده اند(!) یعنی کاشی های بزرگ را به صورت صاف ( غیر مقرنس) کار کرده اند و ممکن است در آینده به تدریج از سقف جدا شده و چون شمشیری کشنده بر سر زائران فرود آیند! مسئول اجرای این سقف مرحوم مهندس شهرستانی بود که می گویند از اقوام آیت الله سیستانی بوده است.

اما در حال حاضر پروژه پوشاندن سقف حیاط حرم عباسی در حال اجراست و شایع شده که یک ایرانی همه هزینه آن راتقبل نموده است. ظاهرا سه شرکت مالیزیایی در اجرای آن دخیل اند . سقف از سه قسمت مجزا تشکیل شده و از سمت راست ( رو به قبله) تا منتهی الیه سمت چپ ، حدود نیم متر کاهش ارتفاع دارد. چندین گنبد متحرک هم در وسط آن کار گذاشته شده که در مواقع ازدحام کار تهویه را انجام می دهند. سازه این سقف سبکتر و مهندسی تر از حرم حسینی به نظر می رسد. ارتفاعش هم کمتر است و آسیبی به حریم منظر گنبد نمی زند.

وضعیت سنگ های کف حیاط حرم عباسی مناسب نیست و شکستگی و نشست های متعددی در آن مشاهده می شود.

سنگ دیواره بیرونی حرم حسینی را نیز دارند کار می کنند و بسیار زیبا است. ورودی قبله حرم حسینی را بسته بودند. ظاهرا به هدف  ترمیم و تعویض سنگهای آن با سنگهای ایرانی .

اقدامات حفاری و تعمیرات اساسی در بیرون حرم حسینی و عباسی و بین الحرمین با شدت ادامه دارد و مناطق زیادی حفاری شده و در حال کار است . مغازه ها و ساختمانهای  کنار شارع قبله امام حسین ( که یک کشتی در ابتدای آن قرار دارد ) به سمت تل زینبیه تخریب شده و قرار است صحن زینبیه تا خیمه گاه درست شود .

در همین سمت (سمت جنوب بین الحرمین) شاهد ایجاد سرویسهای بهداشتی متعدد هستیم . که گویی از همت حضرت آیت الله وحید خراسانی ایجاد شده اند. خیلی جالب است که شما در عراق ، سرویسهای بهداشتی خیریه برای خیر اموات هم مشاهده می کنید . مثلا کنار جایی که به مقام صاحب الزمان مشهور است ، یک سرویس بهداشتی بزرگ از سوی دختران مرحوم ( نامش را به یاد ندارم ) برای پدر و مادرشان بنا شده و تابلویی هم بر روی آن نصب کرده اند.

در شهر کربلا  اِلِمان ها و نمادهای مناسب ( مثل مشک / سفینه / کوزه و سپر و شمشیر و ..) نصب شده و در ایجاد آب نما هم کمی زیاده روی به چشم می خورد! در کل شهر به تدریج مکانهای عمومی زیبایی  برای نشستن خانواده ها در حال ساخت است و نهر حسینیه را هم کلا سیمانی کرده و از آن حالت زشت و ناهنجار قبلی بیرون آمده است. جالب تر این که افتتاح این پروژه ها منوط به حضور هیچ مسئول بلندپایه و یا انجام هیچ سفر استانی خاصی نیست و بی منت آن را برای مردم افتتاح می کنند.

سیمهای برق که مثل رشته های ماکارونی در هوا پراکنده شده اند، احتمالا تا سال آینده جای خود را به کابلهای برق می دهند. زیرا نصب تیرهای برق و کابل کشی در کربلا هم آغاز شده است.

از امسال ( سال قمری) شعار سال برای کربلا انتخاب کرده اند ( کل عام و شعار) این شعار ها احتمالا از سیره و احادیث حسینی انتخاب خواهد شد. اولین سال این شعار انتخاب شده: (انی احب الصلوة = من به نماز عشق می ورزم) این شعار برای زائرانی که پای پیاده از بصره به کربلا می آیند ولی نماز نمی خوانند! شاید درس آموز باشد.

خیابانها و جاده ها ی کربلا شدیدا در حال توسعه اند. شهرکهای مسکونی زیادی با کمترین هزینه در اختیار مردم قرار گرفته تا در آن ساخت و ساز کنند . دولت در خیابان بندی و انتقال تاسیسات زیربنایی نقش دارد و پول چندانی بایت زمین و جوازآن نمی گیرد . مقررات دست و پا گیری هم برای ساخت و ساز نیست .

 ایجاد ترمینالها و هتلها ی جدید هم ادامه دارد . عراقیها می گویند که امکان مشارکت ایرانیها در مالکیت هتل و اماکن تجاری به صورت قانونی فراهم شده و ایرانیها ( و اعراب کشورهای حوزه خلیج فارس) می توانند یا به صورت زمانی ( 99 ساله ) یا با خرید اعیان ( و مشارکت در عرصه با یک شهروند عراقی ) اقدام به خرید زمین و ساخت هتل و غیره بنمایند. جا دارد اگر چنین امری صحت دارد ، سفارت ایران در عراق به تبلیغ آن برای سرمایه گذاران ایرانی بپردازد.

+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۰۱/۲۵ساعت ۵ ب.ظ توسط نادر نوروزشاد |

بخش هفتم:

مقایسه حضور ایرانیان و عرب

حضورعربها در حرم های مطهر حسینی و عباسی به مراتب پر رنگ تر از حضور آنان در نجف است و این تفاوت کاملا قابل مشاهده است. تا جایی که گاه ایرانیها با همه جمعیتشان در اقلیت قرار می گیرند! . سابقه ی برخی تنشها و برخوردهای محدود بین عرب و ایرانیان هم در این حرمها هست ولی عمومیت ندارد. همه عربها ، فارس ستیز نیستند . همان طور که در بین ما فارس ها هم گاه ممکن است کسانی پیدا شوند که عقاید و رفتاری نژادگرایانه داشته باشند و بر عرب و افغانی و غیره تندی کنند. ابراز علاقه به امام رضا علیه السلام در بین عراقیها زیاد است . هم در نجف و هم در کربلا اگر فرصتی برای گفتگو حاصل شود، به ما سفارش سلام به آن حضرت را دارند و من یک صفحه از دفتر یادداشتم را به  نوشتن اسامی کسانی اختصاص دادم که مایل بودند در هنگام  زیارت امام رضا علیه السلام در مشهد، از آنان نیز یاد کنم. ( ان شاءالله به احترام این اسامی دوباره به زیارت و پابوس ایشان نایل شوم )

در حرم های حسینی و عباسی، یافتن مفاتیح فارسی ( اصلی) آسان تر از نجف است. ظاهرا تغیر رفتار مثبتی از سوی مسئولان حرمین شرفین نسبت به ایرانیها رخ داده است. زیرا اخیرا برای ایراد سخنرانی به زبان فارسی از سوی سخنرانان ایرانی ، اجازه داده اند تا از منبر صحن مطهر حسینی و بلندگوی آن در ساعات بعد نماز صبح استفاده شود . این امکان را به بعثه داده اند و بعثه هم روحانیوون سرشناس و خطیب را که به زیارت آمده اند برای سخنرانی می فرستد. قبلا به ما اجازه نمی دادند تا سخنرانی به زبان فارسی در حرم داشته باشیم. و فقط در خیمه گاه آن هم برای قرائت دعای کمیل و ندبه به زبان عربی مجوز می دادند و اگر سخرنان می خواست یک دعای فارسی بکند ، بلندگو را قطع می کردند. به هر حال این فرصت خوبی است که باید به درستی استفاده شود و متاسفانه حضور برخی سخنرانان مشهور و سیاسی نظیر آقای علم الهدی ، باعث می شود تا از این امکان به درستی استفاده نشود و برخی مسائل سیاسی از این منبر گفته شود و شائبه سوء استفاده از فرصت برای عراقیها  ایجاد شود. خوب است مکان مقدسی نظیر صحن مطهر حرم حسینی را با سخنرانیهای سیاسی و اختلاف انگیز داخلی و .. آلوده نکنیم و لااقل از حضرتش در خصوص وجود این اختلافات شرم کنیم و کاری نکنیم که دوباره این فرصت را از ما بگیرند! فرصتی که به سختی حاصل شده و باید آن را پاس داشت. مثلا از ایرانیها شنیدم که چندی قبل ، جناب آقای شهاب مرادی آمدند و سخنان بسیار جالبی در زمینه های اخلاقی و دینی بیان کردند که بااستقبال گسترده مردم حاضر مواجه شد و بالعکس شاهد بودیم که چگونه یک یک مردم از پای سخنان آقای علم الهدی بر می خواستند و اظهارات ناشایستی هم می کردندو خدا را شکر که این زمان سخنرانی محدود بود و زود تمام شد و الا حتی ممکن بود به درگیری بین ایرانیان هم بیانجامد!

از این بحث تلخ بگذریم و به شیرینی های گزارش سر بزنیم: کل حیاط و صحن مطهر حسینی سنگفرش جدید شده ( ظاهرا سنگ ها ایرانی است)  و با قالیچه های ایرانی زینت داده شده است. نمی دانم چه ویژگی معماری در این صحن هست که صدای مداحان ایرانی را کمتر می شنویم! بحمدالله مداحان فقط در حوزه کاروانهای خودشان داد و بیداد می کنند و صدای مزاحم برای سایر زائران ندارند. علت اصلی اش را نمی دانم .شاید کسی مانع آنان شده یا من به چنین موردی برنخورده باشم!

 معمای ساعتهای دیجیتیال حرم حسینی هنوز برایم حل نشده است. این ساعتها دارای دو نوار نمایشگر الکترونیکی هستند که تاریخ روز و ساعات شرعی همان روز را نمایش می دهند. هر دو نوار بوسیله کاغذهای سفید پوشانده شده و تمام ساعتهای دیجتیال بدون استثناء سانسور شده اند. علت آن هم یا نمایش تاریخ هجری شمسی به زبان فارسی ( در کنار نمایش تاریخ هجری قمری و میلادی ) است و یا به بر هم خوردن روزهای تاریخ قمری ارتباط دارد که هر ماهه یک روز عقب یا جلو می افتند. هر چه که هست صحنه دل پسندی نیست و شرکت تولید کننده یا فروشنده آن که قطعا ایرانی است باید فکری برای حل مشکل بکند و لااقل به مسئولان عراقی آموزش بدهد که آن را تنظیم کنند. شاید هم چراغهای نمایشگرها سوخته باشند که این امر ارتباطی با دوران گارنتی ندارد و شرکت می بایست بدون توجه به اتمام دوره ضمانت آنهارا درست کند زیرا از یک سو اصلا  شایسته حرم مطهر حسینی نیست و از سوی دیگر به اعتبار ایران و شرکتهای ایرانی لطمه خواهد زد.

در صحن مطهر حسینی همیشه دو نماز جماعت برگزار می شود ( یاد مسجد سید سید اصفهان افتادم که در اوایل انقلاب هفت نماز جماعت در آن برگزار می شد و علتش هم اختلافات محلی بود! بعدا به تناسب تعداد شبستان ها این موضوع فروکش کرد ). حالا در حرم امام حسین علیه السلام دو نماز جماعت برگزار می شود . یکی درسمت  راست ( به امامت  سید مهدی الکربلایی) و دیگری در سمت چپ ( به امامت علامه قزوینی و آقای شهرستانی ) نماز سید مهدی کربلایی از شبکه ماهواره ای کربلا بطور مستقیم پخش می شود و یک دوربین متحرک با پایه های عجیب و غریب درست کرده اند. اما سمت چپ ، شبها بعد از نماز مغرب و عشاء علامه قزوینی منبر می رود و تفسیر ساده ای از قرآن را بیان می کند ( آنقدر قشنگ عربی را حرف می زند که خیلی از ایرانیهای تحصیل کرده ، براحتی  قادر به فهم اکثر سخنان او هستند ) . شبکه های ماهواره ای الانوار و چند شبکه دیگر آن را پخش می کنند. مسئولان حرم توانسته اند لااقل بین برنامه های سخنرانی در دو طرف ، هماهنگی هایی را برقرار کنند تا  به طور همزمان سخنرانی در هر دو منبر نباشد! در سمت چپ ، مرد مسن و محترمی در صف اول می نشیند به نام  ابوکاظم، که  راهنمایی هایی را به زبان  فارسی برای نمازگزاران بیان می کند  ( مثلا  توصیه به نافله صبح و اصلاح صفوف و ..) شنیده ام که علامه قزوینی در یک سخنرانی به مناسبت بزرگداشت انقلاب اسلامی ایران ، درباره حضرت امام (ره) از واژه روحی فداه استفاده کرده و مدتی هم مسئولان حرم به خاطر حمایت صریح ایشان از انقلاب اسلامی ایران برایش مشکلاتی بوجود آورده بودند.  هر چه بود، شاید مربوط به دوران فعلی نباشد.

البته نباید حساسیت های ملی مردم عراق را نسبت به کشورشان نادیده گرفت ، اما این حساسیت ها باید مرز مشخصی را با برادری دینی بویژه با شیعیان حفظ کند. اینجا در کربلا هم اغلی شخصیتهای مذهبی و تاریخی دارای اسامی و ریشه ایرانی هستند . حساسیت ها نباید به حدی برسد که هر اثری از ایران باشد با آن مخالفت کنند . مثلا نظافت اماکن عمومی و سطلهای تخلیه زباله و سیستم جمع اوری زباله ها به صورت مکانیزه با خودروهای ایرانی  صورت می گیرد اما همه نشانه های ایران را (حتی نام کارخانه سازنده ماشین را ) گاه از بین می برند! این امر چندان پسندیده نیست.

خاطره ای از دوران سقوط صدام

به همین مناسبت یاد خاطره ای از دوران سقوط صدام افتادم . یکی از مجاهدان عراقی که در این ایام از طریق بصره وارد کربلا شده بود ، از خاطرات باورنکردنی خود برای من نقل می کرد. او می گفت :

« شبی که به کربلا رسیدم ، از دیدن خاک و زباله ها و وضعیت کثیف صحن حرم ها بسیار متعجب شدم . اصلا برایم قابل قبول نبود که این همه بی توجهی نسبت به این حرمها صورت بگیرد. زیلوهای نایلونی پوسیده و نخ های آن از هم گسسته بود. یک نورافکن از سمت حرم امام حسین و دیگری از سمت حرم حضرت عباس بر بین الحرمین می تابید. همین و بس! حرم از زائر خالی بود. و تعداد زائرین به انگشتان دست نمی رسید. شبها حرم را می بستند . یک غربت دلگیر !

من با یک ساک کوچک شگفت زده و متحیر به این صحنه می نگریستم که یک فروشنده به من گفت: غریبی؟! گفتم : بله! گفت : از کجا آمده ای؟ گفتم : از بصره. گفت : پس امشب به خانه ما بیا .

وقتی به خانه  وارد شدم بغض گلویم را گرفته بود و قادر به خوردن چیزی نبودم. غذا اورد نخوردم . گفت چرا نمی خوری؟ گفتم: وضعیت حرم را که دیدم بااین همه بی توجهی و این همه آشغال و نخاله و .. برایم قابل باور نیست. گفت: آیا تو از ایران آمده ای؟ خواستم با تاکید بر بصره ، او را از این نکته منصرف کنم. اما او گفت: بخدا قسم تو از ایران آمده ای . این اخلاق ایرانیها است!  به هر حال او هم چیزی نخورد و برای من تشک و پتو آورد. من از خوابیدن روی تشک عذر خواستم و گفتم : در حرم ، زیلوهای نایلونی انداخته و آن ها هم پوسیده اندو آن وقت شما که نان و روزی خود را به خاطر مجاورت با همین حرم بدست می آورید در خانههای خودتان تشک های نرم و فرش های گران دارید؟!

صاحبخانه سکوتی کرد و گریست. او هم آن شب مثل من  بدون تشک خوابید . صبح فردا در بازار براه افتاد تا از کسبه برای نظافت و تعویض زیلوها پول جمع کند و موفق شد که چهره کثیف و ناشایست محل را کمی تغییر دهد»

او سپس خاطره دیگری از کاظمین نقل کرد و گفت : در حیاط حرم ، محل تجمع زباله های اطراف بود! . یک برج بلند مثل میوه آناناس از زباله روی هم انباشته بودند و زهرابه آن در حیاط حرم رها شده بود تا جایی که پای من تا مچ در شیرابه زباله ها فرو رفت!

مقایسه بین وضعیت فعلی با آن زمان در ذهن ها هم ممکن نیست. از او پرسیدم آیا عربها خودشان برای زیارت شبهای جمعه نمی آیند که  این طور غریب مانده بود؟ پاسخ داد: برای این که مطمئن شوی حضور عربها حتی در شبهای جمعه  بخاطر رونقی است که ایرانیها به این مکان داده اند؛ به تو می گویم: آن مدت کوتاهی که اعزام زائراز ایران متوقف شده بود، شبهای جمعه هم چندان رونق نداشت!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۱/۰۱/۲۴ساعت ۵ ب.ظ توسط نادر نوروزشاد |

بخش ششم:

برخی آداب غیر معروف کربلا و زیارت سیدالشهداء

برخی آداب کربلا برای زائران شناخته شده نیست و مثلا نمی دانند که اقامت طولانی در کربلا برای زائران مکروه است و بهتر است که طی یک یا دو روز زیارت کنند و از این شهر خارج شوند. خوابیدن در حرم کراهت دارد . خوردن گوشت یا غذاهای خوشمزه و همچنین سیر شدن کامل در مدتی که در این شهر هستند ، کراهت دارد . غسل برای زدودن عرق و آلودگیها و همچنین آمادگی طهارت معنوی مستحب است ، اما استعمال عطر به صورت شخصی  در این حرم مناسب نیست ( این موضوع  غیر از معطر سازی فضای عمومی است ) و گویند فرشته ای بر سر کسانی که بدون عطر وارد می شوند ، عطر می پاشد. در مورد غسل در فرات هم با آلودگی های امروزین فرات و شلوغی اطراف آن امکان چنین غسلی نیست و غسل در هتل یا خانه ؛ با آب شهر که از فرات تامین شده، جای آ ن را می گیرد.

در آداب مخصوصه زیارت امام حسین علیه السلام در مفاتیح الجنان  آمده ( مورد هیجدهم) که در زیر قبه به استخاره ( طلب خیر) بپردازید. و راه آن هم ساده است. باید خدا را به بزرگی و عظمت و پاکی و درستی یاد کنید ( یا نماز بخوانید ) و سپس صد بار بگوئید: استخیر الله برحمته خیرة فی عافیة ( از خداوند به واسطه رحمتش، طلب خیر میکنم. خیری که در عافیت باشد )

همچنین در همین آداب ، ( مورد پانزدهم ) دعای مظلوم بر ظالم است ( اللهم انی اعتزّ بدینک و ...) که ان شاءالله به سرعت مورد اجابت قرار خواهد گرفت.

در مفاتیح آمده (مورد نوزدهم) که سکوت در هنگام زیارت جزو آداب است و نباید دهان به سخن گشود مگر برای سخن خیر ؛ و البته خواندن قرآن و دعا و نماز و زیارت نامه از جمله موارد خیر است . و غیبت و تهمت و عیب جویی و .. که در همه حالات حرام است در آن مکان حرمت مضاعفی دارد !

همچنین خواندن زیارت عاشورای غیر معروفه است  که فقراتش شبیه همین زیارت عاشورا است و البته نیازی به تکرار صد بار از برخی عبارات هم ندارد.

تجربه شخصی خودم در زیارت این دو حرم شریف

البته آنچه ثواب و اعمال است ، در باره حرم مطهر حسینی است و راز جدا سازی حرم حضرت عباس از سایر شهدا توسط امام سجادعلیه السلام ، رازی است که باید از زبان معصومین بیان شود. اما من هر چه در حرم امام حسین علیه السلام دعا می کنم می روم  و در حرم حضرت عباس آن را می گیرم !

اولین بار در این حرم بود که متوجه شدم هر چه قرآن می خوانم عمیق تر از قبل می فهمم و تعداد یادداشتهایم به حدی زیاد می شود که مثلا یک صفحه قرآن را نمی توانم در کمتر از نیم ساعت بخوانم! این میزان از تدبر را در هیچ جای دیگری تجربه نکرده ام. گویی فضا و مکان در این نکته دخیلند! هیچ توصیه قطعی و سفارشی در این زمینه نمی توانم بکنم. این فقط بیان یک حس شخصی بود.

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۱/۲۳ساعت ۵ ب.ظ توسط نادر نوروزشاد |

بخش پنجم:

حرکت به سمت کربلا ( شهر مسیّب و طفلان مسلم)

صبح  روز چهارم همه با خوردن صبحانه باید هتل را ترک کنند به سمت کربلا. زیرا مسافران جدید برای ورود به هتل تا بعد از ظهر از راه می رسند و این زمان ، مهلتی است برای نظافت اتاقها و بازچینی وسایل و باصطلاح شارژ آنها برای میهمانان جدید.

فاصله تا کربلا حدود یک ساعت است اما اتوبوسها شما را از مسیر اصلی منحرف ساخته به مسیر حلّه – مسیّب- کربلا می برند. این مسیر حدود چهار تا پنج ساعت ورود شما را به کربلا به تاخیر می اندازد و باعث می شود تا هتلداران کربلا بتوانند اتاقهای کاروان قبلی را ( که آنها نیز صبح هتل را ترک کرده اند) برای ورود کاروان های جدید آماده کنند.

طول مسیر بر خستگی زائران می افزاید و آنها که شب را تا صبح در حرم بوده اند، شادابی و طراوات روح خود را برای ورود به کربلا از دست می دهند. بویژه اگر مداح یا روحانی کاروان فرصت استراحت و خواب درون اتوبوس به آنها ندهد! این مداحی و سخنرانی ، بجای آماده سازی روحی و معنوی ، باعث افزایش خستگی و زدگی زائران خواهد شد. بهتر است تا مداح و روحانی در مسیر نجف – مسیب زائران را آسوده بگذارد تا استراحت کنند و در قسمت دوم مسیر برایشان اشعار و سخنان آماده کننده بخواند.

شهر مسیب ، کوچک و نخلستانی است. آرامگاهی در آنجا قرار دارد که گفته می شود مربوط به دو فرزند مسلم بن عقیل است ( طفلان مسلم ) لغت «طفلان»، تثنیه «طفل» است به معنای دوفرزند. پس بکار بردن واژه «دو طفلان » غلط خواهد بود.

تاریخ درباره اصل ماجرا و یا هویت واقعی این شهدا روایت قابل اتکایی ندارد. یک جا گفته شده که قاتل پیکرشان را به آب انداخته و جای دیگر گفته شده که اینها فرزندانی از اسرای کاروان کربلا بوده اند و خلاصه این که احتمالا اصل وقوع یک جنایت غیر انسانی نسبت به دو کودک از خانواده شیعیان ، درست بوده باشد.

مهمتر آن که ، ستاد بازسازی عتبات ، برای بازسازی  هر جایی ، یک دو استان را بعنوان استان پشتیبان در نظر گرفته است. ما نام استان های پشتیبان را در هیچ یک از مشاهد مشرفه ندیدیم! الا مرقد طفلان مسلم که به استان قزوین سپرده شده (!) و نام آن را هم درشت نوشته اند و امیدوارم که هر چه زودتر این نام را برداشته و مثل جاهای دیگر پنهان کنند!

کربلا یا طف

کربلای قدیم  نام همان محلی است که حضرت حر در آنجا دفن شده و این منطقه که محل قتلگاه و زیارتگاه شهداست همان «طَف» نام دارد. به تدریج نام کربلا بر کل منطقه عمومیت یافت و اینک کربلای قدیم در حاشیه کربلای امروزین واقع شده است.

مشاهده نقشه کربلا

به جز دو بارگاه با عظمت حضرت ابی الفضل العباس و حضرت سیدالشهدا ( و سایر شهیدان ) ، زیارتگاه مهم دیگری در این شهر نیست. البته خیمه گاه و تل زینبیه هم هستند که درباره آنها هم سخن می گویم:

تل زینبیه در سالهای اخیر با احداث بنای باشکوهی به یک یادمان مبدل شده است. از ابتدای خیابانی که کشتی ( سفینه) بر سر آن قرار گرفته ( شارع قبله امام حسین علیه السلام) تا خود تل زینبیه را اخیرا تخریب کرده و ادامه داده اند تا نزدیکی خیمه گاه ! فقط کوچه بازار بین خیمه گاه و تل زینبیه باقی مانده است . قرار است این محوطه به صحن زینبیه مبدل شود

اما خیمه گاه از محل اصلی خود دورتر بنا شده و برخی صاحبنظران معتقدند که خیمه گاه اصلی در ابتدای شارع الشهدا و در محل فعلی مستشفی الحسین بوده است. به نظر من کمی بعید است که خیمه گاه در این محل باشد . زیرا فاصله بسیار نزدیکی با قتلگاه دارد و حتی شاید از تل زینبیه هم نزدیکتر باشد! .

در محلی که امروزه به نام خیمه گاه شناخته می شود مکانهایی را بصورت نمادین و یادبود به نام حضرت عباس و حضرت زینب و حضرت سجاد و حضرت قاسم علیهم السلام گذاشته اند و یک مکان هم به اسم حجله گاه حضرت قاسم (؟!) قرار داده اند تا این تحریف تاریخی کاملا مستند بشود!

همین جا باید از نقش توریسم مذهبی در تحریف تاریخ ! یاد کنم. وقتی زائران به عشق زیارت وارد شهر یا کشوری می شوند، بسیاری از کسانی که مایلند از برکت حضور زائران بهره مند شده و پای آنها را به شهر و محله و خیابان خود باز کنند، اقدام به تراشیدن داستانهایی تاریخی کرده و یادمانهایی نیز برای آن بنا می کنند. به این ترتیب ، کسب و کار در اطراف آن بناها از برکت زائران رونق گرفته و ... کف العباس و مقام عبدالله الرضیع و مقام صاحب الزمان و ... پدید می آید . جایگاههای که با اندکی تامل می توان به حقیقت آنها تردید کرد و با درنگ بیشتر می توان به دروغ بودن و بی پایه بودن برخی از آنها مثل مقام علی اصغر (یا عبدالله الرضیع) یا مقام صاحب الزمان پی برد!

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۰۱/۲۲ساعت ۴ ب.ظ توسط نادر نوروزشاد |

بخش چهارم:

کوفه و اهل کوفه

 کوفه شهری است در مجاورت نجف و چسبیده به آن . مثل نسبت شهر ری و تهران یا چالوس و نوشهر. آب و هوای کوفه معتدلتر و قابل تحمل  تر از نجف است . قدمت تاریخی آن هم نزدیک به دویست سال بیشتر از نجف است. نجف ، در زمان امام صادق علیه السلام بعنوان محل دفن امیرمومنان علیه السلام معرفی شد و اولین بنا را بر قبر شریف آن حضرت ، هارون عباسی بنا کرد. درس آشکار روزگار به ما نشان داد که خداوند خود را بدهکار خدمتگزار به علی نمی گذارد! هر چند که این خدمتگزار هارون باشد! هارون خود در بنای مجللی به خاک سپرده شد ( جایی که امروزه حرم آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام است). و از آنجا که هیچ ارادتی در دل به حضرت امیر نداشت، زائران قبر او نیز هیچ ارادتی به او ندارند!

در شرق کوفه محله های عقب مانده و در مرکز و غرب کوفه خانه های بهتر قرار دارد. خیابان مستقیمی که از نجف به کوفه می رسد شاهد ترافیک دائم است. کوچه ها و خیابانهای فرعی این منطقه با اسلوب امروزی شکل گرفته و خانه های ویلایی خوبی را در خود جای داده است. کوفه ، از زمان عمر به پیشنهاد حضرت امیر بنا شد. اقوام مهاجر با خانواده خود در این شهرک اسکان یافتند و کارشان عمدتا نظامی بود. با بخلافت رسیدن حضرت امیر ، ایشان به سبب مشکلات داخلی منطقه عراق، به کوفه آمده و در این شهر سکنی گزید. و اینجا دارالخلافه شد.

 نام کوفه بی درنگ در ذهن همه ما « بی وفایی» را متبادرمی کند. حال آن که ، ظلم بر اهل بیت در مدینه هم بود. در مکه هم بود. در بصره هم بود . در شام هم بود! و هیچکدام هم با هم قابل مقایسه نیستند. تنها تفاوت کوفه این بود که در سایر شهرها این آزار و اذیتها از روی کینه و دشمنی با خود پیامبر و یا خاندان پیامبر صورت می گرفت ولی در کوفه، جهل و غفلت مردم شیعه و مجب علی باعث بروز این فاجعه شد! مردمی که به علی وفادار بودند با فریب عبیدالله از امام خود روی برگردانده و به جنگ او رفتند. ( بعدا هم هشیار شده و پشیمان شدند . ولی زمانی که کار از کار گذشته بود) عبیدالله توانست مخالفت با یزید را بر اساس آموزه های دوران ابوبکر و عمر ، بعنوان مخالفت با امیر المومنین تعبیر کند! ( واژه امیر مومنان مختص به حضرت علی علیه السلام است و بکار بردن آن برای سایر ائمه هم مجاز نیست ) او چنین بیان کرد که مخالفت با حاکم ، مخالفت با خود پیامبر و خدا است! سپس امام حسین را به عنوان کسی که از قرابت و خویشاوندی خود با پیامبر سوء استفاده کرده و به دلیل دنیا طلبی و قدرت خواهی سر به شورش (خروج) گذاشته، معرفی نمود!! اوج مظلومیت امام حسین در این نکته هاست! شاید آن چه که ما باید از عبرتهای عاشورا بدانیم ، همین حرفها است. شعارهای عوام پسندانه ای که عبیدالله داد برای خیلی ها موثر افتاد و بقیه هم با تهدید و ارعاب و زندان و تطمیع و .. از میدان بدر رفتند و شد آنچه که شد!

در روایات آمده که در آخر الزمان ، حضرت مهدی سلام الله علیه ، این شهر را بعنوان مرکز حکومتی و محل زندگانی خود برمی گزیند و شهر رشد می کند تا خانه هایش به کربلا می رسد! و .. این نشانه عاقبت خوب کوفه و اهل کوفه است . ای کاش آن زمان ما اهل کوفه باشیم!

مقایسه کوفه با سالهای قبل:

من سالهای قبل کوفه را ندیده ام و راستش تا بحال کوفه را دقیق و درست نگشته ام . اما اماکن زیارتی ای که در کوفه و مسیر نجف به کوفه هستند، همگی در طی سالهای اخیر بازسازی و تعمیر اساسی شده اند: مرقد کمیل ، مسجد حنانه ، مرقد میثم ( در حال بازسازی کامل) ، مسجد کوفه ( صحن و شبستان و محوطه بیرون) مرقد هانی و مرقد مسلم و مرقد مختار و مسجد سهله ( در حال بازسازی) . جاده ها و خیابانهای کوفه هم در دست تعمیرات اساسی اند و احتمالا در سالهای آینده مسیر نجف به کوفه اصلاح خواهد شد.

خانه منسوب به حضرت امیر علیه السلام

خانه اس است در نزدیکی مسجد کوفه که می گویند محل زندگی حضرت امیر بوده است . سبک معماری آن به حدود سیصد سال تا دویست سال قبل بر می گردد. ولی متولیان آن ، اقدام به نامگذاری اتاقها و ... کرده و از هر بهانه ای برای جذب پول زائران ایرانی دریغ نمی کنند. از جمله فروش آب چاه ! آب این چاه که چند سالی است با پیگیری ایران و نظر مساعد آیت الله سیستانی درش را بسته اند، از جمله آبهای سطحی و بسیار آلوده کوفه است و فروش آن به زائران و عاشقان حضرت امیر، ظلمی نابخشودنی بود. از این گونه آبها در جاهای دیگر هم یافت می شود! مثلا در داخل قبرستان وادی السلام کنار جایی که معلوم نیست به چه سبب آن را مقام صاحب الزمان نامیده و ناندانی خوبی برای متولیانش شده است!

آرامگاه میثم تمار

پیش از این آرامگاه میثم بسیار کوچک بود. اما اکنون در حال ساخت بنای معظمی هستند . میثم اصالتا ایرانی و از موالیان بود. حضرت امیر او را خریده و آزاد کرد و نام او را میثم گذاشت. او از اصحاب سر حضرت محسوب می شود و ده روز قبل از ورود امام حسین دستگیر و به جرم حمایت از امام به شهادت رسید . قبلا درباره میثم داستانی را از فرد فاضل و دانشمندی شنیده بودم که برای همسفران نقل کردم ولی بعد از مراحعت به ایران منبع این داستان را نیافتم و نمی دانم که صحیح است یا غلط ؟ و چون ممکن است از زبان من در جای دیگری نقل شود آن را با تاکید بر عدم اطلاع از صحت و سقم  در این جا دوباره نقل می کنم: گویند ابن عباس سعی کرد تا اسراری را که میثم از علی علیه السلام شنیده از او بشنود. روزی با میثم از کنار درختی گذشتند. میثم گقت: ابن عباس! من این درخت را بسیار دوست می دارم. چون علی به من فرمود که تو را به این درخت بسته و به جرم دفاع از ولایت زبان از کامت بیرون می کشند و شهید می شوی!  ابن عباس با ناباوری بر میثم نگریست و در دل این آیه را زمزمه کرد: وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ سوره لقمان آیه 34 (و بقیه آیه که می فرماید إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ و ارتباط علی علیه السلام با خداوند علیم خبیر را از نظر دور داشت!) سپس هر چه از میثم شنیده و نوشته بود را  به فرات  انداخت تا روزی که بر آن درخت گذشت و او را دید که وعده مولایش درباره اش به حقیقت پیوسته و بر سادگی فهم خویش حسرت خورد.

(حال اگر کسی منبع تاریخی این داستان را یافت در قسمت یادداشت برایم یادداشت بگذارد)

مسجد کوفه ( تصور رایج و اشتباه مردم درباره سقف مساجد)

مسجد کوفه محوطه ای محصور بین دیوارهای بلند است و اعمال و آدابی دارد. برای حضرات پیامبران و امامان و جبرئیل و .. که انجام همه آنها کمی سخت و خسته کنند ه است اما برای کسی که حال دعا و نماز دارد شیرین و سیراب ناشدنی است. در ضلع جنوب غربی این مسجد محوطه ای را دیوار کشی کرده و مسقف کرده اند و تصور عامه بر این است که مسجد اصلی آنجاست! حال آن که مسجدها اساسا در اسلام فاقد سقفند و بنای سقف بر مساجد تا قبل از ظهور امام زمان مجاز شمرده شده و پس از آن ، حضرت خود درباره سقف مساجد تصمیم می گیرند که بمانند یا خراب شوند و در برخی روایات آمده که دستور تخریب سقف های مساجد و گنبدها و مناره های بلند و رواقها را داده و فقط سایبانی چون سایبان حضرت موسی را مجاز می دارند ( والله اعلم) به هر حال ، این مسجد، و مسجد سهله و مسجد الحرام فاقد سقند!

در سمت شرق مسجد آرامگاه مختار و مسلم و هانی بن عروه است و حیاطی که قبلا این مناطق را به هم متصل می کرد در دست ساخت و ساز قرار گرفته است.

من در تمام دفعاتی که به زیارت هانی موفق شدم، هنگام زیارت خیلی احساس کوچکی و سرافکندگی داشتم . تا این که مدیر کاروان ما به این نکته اشاره کرد و گفت که هانی شخصیت بزرگ و عجیبی بوده و در هنگام زیارتش این بزرگی و عظمت را درک می کند! معلوم شد که این احساس بین ما دو نفر مشترک بوده است.

 از جمله موارد قابل توجه، شکاف هولناکی است که در دیواره غربی مسجد کوفه از سمت بیرون پدیدار شده است. این نکته از آن جهت قابل توجه است که فرو ریختن دیوار مسجد کوفه از سمت خانه ابن مسعود ( نامشخص) جزء علائم نزدیک شدن ظهور ذکر شده است. البته قبلا هم دو بار دیواره مسجد کوفه فرو ریته و تعمیر شده که از این سمت نبوده است.

مسجد سهله

این مسجد نیز آدابی شبیه مسجد کوفه دارد . با این تفاوت که مختص شیعیان دوازده امامی است و اسماعیلیه و زیدیه به آن نمی آیند. حیاط مسجد هنوز خاکی است و سنگفرش نشده است. در سمت قبله بنای معظمی در حال ساخت است که هیچ نقشه و ماکت و تصویری برای آگاهی زائران از طرح کلی بنا نصب نشده است. این مسجد خانه اقامتی حضرت مهدی سلام الله علیه خواهد شد و شیعیان کمک های بیدریغ و بسیاری برای حفظ آن می کنند . مسئولین مسجد برای جلب کمکهای ایرانیان ، قبضهای زیبایی در ارزشهای مختلف 2000 تومانی ، 3000 تومانی و بالاتر طراحی و چاپ کرده که با استقبال ایرانیان مواجه می شود. عده ای از همین قبضها برای سوغاتی می خرند و به عاشقان امام زمان هدیه می کنند. سندیت انتساب این مسجد به امام زمان و آداب آن بسیار محکم است و هیچ سنخیت و تشابهی با ماجرای مسجد جمکران ندارد.

آرامگاه کمیل

در مسیر نجف به کوفه، محوطه ای دایره ای شکل در محله ای مسکونی که ظاهرا قبرستان محل بوده است. بازسازی آن یک دو سال پیش به پایان رسیده و حرم زیبا و آرامش بخشی ساخته شده است.

مسجد حنانه

نزدیک به مرقد کمیل، مسجد حنانه قرار دارد. دیوان وقف شیعی وابسته به مجلس اعلی این مسجد را بازسازی کرده و می گویند محل توقف سر مبارک حضرت سیدالشهدا بوده و درخت یا دیواری به نشانه تعظیم خم شده و صدای ناله ای از آن بلند شده است . لذا مسجدی در این محل ساخته شد به نام مسجد حنانه یعنی ناله زن. شبستان زیبا و دستشویی های تمیز و مرتب ان معروف است. خستگی زائران با ادای یک نماز تحیت در این مسجد به در می رود.

کمی بالاتر در نزدیکی همین مسجد، کمیته امداد است که کمکهای مردم را برای رسیدگی به محرومان و فقرای کوفه و نجف سازماندهی می کند.

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۱/۲۱ساعت ۴ ب.ظ توسط نادر نوروزشاد |

بخش سوم:

روضه خوانی ها در صحن مطهر

مداح ها در غیاب سخنرانان و روحانیون، میدان دار صحن می شوند. آنها وقتی که مردم در انتظار نماز جماعت در صفها نشسته اند ، بر می خیزند و با دادن یک دو شعار صلوات، حضور خود را به سایر مداحها اعلام می کنند و این به معنای آن است که «من بعد از نماز اینجا مداحی دارم»! بعد از نماز هم هنوز تعقیبات نگفته، از ترس رقیب بلند می شوند و با دعای اللهم کن لولیک یا چیزهای دیگر میدان را بدست می گیرند و از آن پس جمعیت حالت دایره ای به دور او می نشینند.

بعد از نمازها، تعداد مداح ها معمولا به دو یا سه تا می رسد، محل آنها باید فاصله ای داشته باشد تا صداها مخلوط نشود، به همین خاطر یک مداح جلوی ایوان طلا، یکی پشت امام جماعت در سمت قبله ، دیگری در قسمت زنانه جلوی ناودان طلا و گاه یکی هم در پشت سر حضرت ( همان محلی که صبحها سخنرانی برقرار است) می خوانند.

استقبال مردم و زائران از این برنامه ها خوب است. بخصوص که متنوع است و می توانند انتخاب کند. حالت مردمی بودنش هم بر جذابیت آن می افزاید . روحانیهای خوش ذوق و خوش صدا هم هستند که گاه به جای همین مداحها صحبت مختصری کرده و بعد مداحی می کنند.

تا اینجای کار ، مشکلی نیست . مشکل در بی سلیقگی برخی مداحها است که بی توجه به شرافت محل و بزرگی صاحب محل، اقدام به خواندن برخی اشعار و روضه های باصطلاح مکشوف می کنند! آنها گویی حضور امام را حس نمی کنند و بی ادبانه و گستاخانه از روضه های در و دیوار و.. سیلی و ...و غسل شبانه و..... امانت داری گل پیامبر و ... می خوانند! ذره ای ایمان به حضور حضرت کافی بود تا از این وقایع به اشاره و اجمال عبور کنند و شنونده را در درد تنهایی و غربت علی شریک نمایند.

این موضوع را با چند تن از مداحان برجسته مطرح کردم آنها با تایید نظر من معتقد بودند : که «برخی مداحها برای در آوردن اشک مردم حاضرند هر کاری بکنند!»

شعار صلوات در داخل حرم

حالا که سخن به اینجا رسید ، جا دارد از یک خطای رایج و عامیانه در حرمهای مطهر ائمه علیهم السلام هم یاد کنم و آن عربده کشی در اطراف ضریح برای دادن شعار صلوات است. خود شعار صلوات مستحب و پسندیده است ولی نحوه اجرای آن بستگی به شعار دهنده دارد و تاکنون کمتر دیده ام که شعار دهنده متوجه باشد که در محضر امام معصوم قدم گذاشته و حضور او را حس کند!

از آستان بوسی، تا ...!

بوسیدن آستانه (پاشنه درگاه) به نشانه ادب ، از رسوم ایرانی است. رسمی که جایی در آداب اسلامی ندارد! چیزی همانند دویدن مردم حیره به دنبال حضرت علی علیه السلام برای عرض ادب و احترام و به نشانه تکریم آنها از رهبرشان. آن حضرت ضمن کلامی که توام با محبت بود آنان را از انجام چنین اعمالی نهی فرمود و توجیه آنان را که می گفتند «ما به سبک ایرانیها از بزرگان خود چنین استقبال می کنیم» را نپذیرفت.

اکنون، باز هم ایرانیها به حرم مطهر او راه یافته و دست به اقداماتی می زنند که زمینه ساز خطاهای بزرگتر خواهد بود. اولا : بوسیدن درگاه ( پاشنه در ) و گذاشتن صورت بر زمین در هیچ یک از آداب زیارتی معتبر نقل نشده و البته بوسیدن عتبه ( در ورودی) در برخی زیارتنامه ها هست . ثانیا: در شرایط حاضر که جمعیت زیادی در حال ورود  و خروج هستند ، این عمل موجب راه بندان و مزاحمت برای آنان و ایجاد خطر برای خود آن فرد می شود. ثالثا: خطر عمده تر و بدتری که متاسفانه باید بدان اشاره کرد آن است که گاه این آستان بوسی، به سجده هم منتهی میشود! سجده ای به سویی غیر از قبله و برای تعظیم و بزرگداشت غیر خدا ( یعنی صاحب آن قبر مطهر) که یقینا چنین عملی حرام و موجب نارضایتی ائمه علیهم السلام خواهد بود. البته برای توجیه (وماستمالی !) چنین خطای بزرگ و نابخشودنی ، شیطان بهانه هایی را فراهم می کند و مثلا می گویند: سجده شکر ، به هر طرف باشد مانع ندارد. و کیست که نداند این سجده برای تعظیم صاحب قبر است نه شکر خدا! و ضمنا سجده های مستحبی ( مانند سجده شکر ) و نمازهای مستحبی را فقط در دو حالت می توان به سمتی غیر از قبله به جا آورد (یکی در حالتی که قبله را «نداند» هر چند با پرسیدن امکان پیدا کردن قبله باشد،اما در همان زمانی که نمی داند قبله کدام طرف است سجده یا نماز مستحبی را به هر سمت می تواند انجام دهد و این شرط در هیچ یک از حرمهای مطهر وجود ندارد چون جهت قبله از طرق مختلف منجمله سمت پیش روی قبر ، پیدا است؛  و دوم آن که نماز یا سجده به سمت قبله را به دلیلی «نتواند» ، مثلا در حال حرکت است ، یا در حال انتظار برای آمدن دوستش یا آمدن مشتری به داخل مغازه است و از این قسم! ) و هیچ یک از این دو حالت مجاز را در حرم های مطهر نداریم ، الا نماز در حال حرکت را. و این با سجده عامدانه به سمت قبر و یا نعوذبالله نماز خواندن عامدانه به سمت قبر که قبله هم نباشد، کاملا متفاوت است.

اشکال در سیستم صوتی صحن

در نجف ، سیستم صوتی صحن مطهر بسیار قدیمی و غیر علمی است. دو بلندگوی بوقی در دو طرف ایوان طلا و ... خلاصه صدایی آزاردهنده و گاه مبهم! بر این اشکال باید اشکال دیگری را هم بیافزایید و آن اشکال بعدی است؛ یعنی:

بی توجهی به  ضرورت خوش صدا بودن قاری و موذن

خیلی زشت و ناپسند است که در حرم امیر مومنان و سرسلسله ائمه هدی علیهم السلام ، صوت قاری قران و موذن ، برگزیده ترین صوت جهان تشیع نباشد! به نظر من باید قاریان برجسته شیعه را دعوت کنند تا به طور زنده به تلاوت و قرائت قران بپردازند . نه این که نوار ضبط شده ای را از یک قاری به طور مکرر هر روز پخش کنند . در طی سه روز اقامت ما در نجف، هر سه روز نوار تکراری سوره یوسف را که احسن القصص قرآن است گذاشته بودند،  با صوتی غم آلود و بسیار بی ربط به متن آیه!  مثلا تصور کنید که « قَالَ يَا بُشْرَى هَذَا غُلاَمٌ »را با چنان سوزی بخواند که شما نفهمید بالاخره گوینده بشارت می دهد یا حامل خبر غم انگیزی است؟!!.. برای دانستن آهنگ صوت او کافی است به گورستانها بروید و ببینید قاریان سر قبرها با چه صوت و آهنگی قرآن را قرائت می کنند!

موذن هم فرد خوش صدایی نیست و ظاهرا سرقفلی دارد که نمی توانند اذان را از دست او رها کنند!

خوابیدن در حرم و رواقها

خوابیدن در حرم و صحن و رواقهای نجف، تقریبا عادی است! برای تجدید وضو هم حوضچه های سنگی کوچکی در پشت سر در صحن مطهر گذاشته اند . بعد از طلوع آفتاب، صحنه درازکشیدن جماعت در صحن ، تداعی گر سوله ی معراج شهدا است!

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۰۱/۲۰ساعت ۴ ب.ظ توسط نادر نوروزشاد |

بخش دوم:

نکته ای در اذن دخول و زیارت نامه

قبل از ورود به حرم ، در دعای ورود به نجف و اذن دخول حرم یاد پیامبر اکرم بسیار پررنگ است تا جایی که شما در ایوان طلا می ایستید، و زیارت نامه شما در این مکان شریف فقط حاوی سلام بر پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله است:

(( وچون به در رواق برسى بايست و بگو:

اَلسَّلامُ عَلى رَسوُلِ اللَّهِ اَمينِ اللَّهِ عَلى وَحْيِهِ وَعَزآئِمِ اَمْرِهِ الْخاتِمِ

سلام بر رسول خدا امين خدا بر وحيش و بر دستورات حتمى اش ختم كننده

لِما سَبَقَ وَالْفاتِحِ لِمَا اسْتُقْبِلَ وَالْمُهَيْمِنِ عَلى ذلِكَ كُلِّهِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ

آنچه گذشته و گشاينده آنچه پس از اين آيد و نگهبان بر همه آنها (سلام و) رحمت خدا

وَبَرَكاتُهُ السَّلامُ عَلى صاحِبِ السَّكينَةِ السَّلامُ عَلَى الْمَدْفوُنِ

و بركاتش (بر او باد) سلام بر دارنده آرامش مخصوص حق سلام بر آنكه

بِالْمَدينَةِ السَّلامُ عَلَى الْمَنْصُورِ الْمُؤَيَّدِ السَّلامُ عَلى اَبِى الْقاسِمِ

در مدينه مدفون است سلام بر آن يارى شده و تاءييد شده حق سلام بر ابوالقاسم

مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ

محمد بن عبداللّه و رحمت خدا و بركاتش ))

 

 در بخشهای دیگر زیارت نامه هم نام مبارک آن حضرت به طور پررنگی قابل ملاحظه است ......

مقایسه نجف با یکی دو سال قبل

نجف نسبت به سالهای قبل ، تغییرات محسوسی داشته است . و آن تمیزتر شدن آن است. سیستم انتقال زباله ها و تمیزکردن معابر درست به شیوه ایران ، اصلاح شده است . ولی چند چیز آن را تهدید می کند: اول بی ادبی و بی فرهنگی مردم ( چه ایرانی و چه عراقی ) در ریختن زباله به داخل معابر است . هر چند نقش ایرانیها به طور محسوس کمتر است! دوم؛ خاکی بودن برخی معابر و سوم؛ فقدان شبکه فاضلاب آبهای سطحی است. در خصوص شبکه فاضلاب، طرحهای عمرانی سنگینی در دست اجرا است و مثلا شارع امام صادق علیه السلام کلا در حال لوله گذاری و اصلاح بود.

سیمهای برق آویزان که برای همه ما خنده دار بود، در حال جمع آوری است و به جای آن دارند کابل های کلفت تنیده که چهار سیم دارد و چند سالی است در تهران بکار می رود، نصب می کنند.

صحن در حال احداث فاطمه زهرا سلام الله علیها که در سمت بالاسر تا محل صافی صفا  ادامه دارد ، هنوز در گود مانده و چندان پیشرفت چشمگیری نداشته است.

میدان انقلاب (ثورة العشرین) که مرقد آیت الله شهید حکیم در کنار آن است، به کلی برچیده شده و جایش پل هوایی معظمی احداث شده است.

چند بنای بزرگ در مسیر کوفه در دست احداث است که به دانشگاه و بیمارستان و مسجد اختصاص دارد.

بازسازی مرقد کمیل و مسجد حنانه هم به پایان رسیده و بسیار تمیز و جذاب شده اند.

در کوفه هم مرقد میثم کلا در دست تعمیر و بازسازی است و حیاط بین مرقد هانی و مسلم هم برای تعمیرات بسته شده ولی امکان زیارت فراهم است.

مقایسه حضور ایرانیان و عرب

در نجف ، حضور ایرانیان به طور محسوس بیشتر از عرب است . قریب به اتفاق زائران ایرانی اند. از پاکستان و هند و افغانستان و کشورهای عربی هم می آیند و البته تعدادشان قابل مقایسه با ایرانیان نیست. بیشتر عربها هم طلاب مدارس اطرافند . حضور ایرانیان برای زیارت مرقد شهید مصطفی خمینی هم قابل توجه است. مرقد ایشان در اتاق کوچکی در  قسمت شمالی ( پشت به قبله) ایوان طلا قرار گرفته و جز یک محفظه شیشه ای ، اجازه ی نصب هیج سنگ و نشانی نداده اند!. حتی اجازه نصب تابلویی حاوی اسم ایشان را نمی دهند و اگر روی محفظه شیشه ای هم اسم ایشان را بچسبانند ، ظرف مدت کوتاهی برداشته می شود. ظاهرا منع خاصی از سوی افراد خارج از حرم در کار است! چون مسئولان حرم اجازه حضور بانوان را در این قسمت که مخصوص عبور آقایان بوده فراهم کرده اند و در اتاق هم که سالها بسته بود ، دیگر بسته نیست و باز است.

مساله نماز جماعت در صحن حرم

رقابت منفی بین طرفداران مقتدا صدر و حکیم و .. باعث شده تا به توصیه آیت الله سیستانی، برگزاری نماز جماعت در صحن نجف به خود ایرانیها سپرده شود. بعلت باز بودن درهای صحن در زمان برگزاری نماز، و ایجاد راهرو در صحن،  دو یا سه جماعت در این صحن برگزار می شود که اختلاط صدای تکبیرگوها گاه موجب بروز اشکالاتی می شود. اما حداقل موضوع این است که بینشان دعوا نمی شود!

به تازگی برای نماز مغرب و عشا بلندگو در اختیار مکبرها می گذارند و این بلندگو در نماز صبح نیست. چرا؟ من هم نمی دانم!

سخنرانی عصرانه به زبان عربی

ساعت 5 عصر یک میز و یک بلندگو در صحن می گذارند و یک واعظ شروع می کند به سخنرانی ، برای جمعیتی که گاه به ده نفر هم نمی رسند! علت هم این است که آقای واعظ به زبان عربی سخنرانی می کند و جماعت حاضر در حرم همه (یا اغلب ) ایرانی اند و ای کاش مسئولان حرم به این نکته توجه می کردند که : وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ سوره ابراهیم آیه 4 گرچه منظور از لسان قوم، منحصر به زبان ( به مفهوم عربی و فارسی و ..) نیست و بیشتر به درک و فهم قوم مربوط است، اما با این وصف برای جماعتی که در حرم امام علی هستند، سخنرانی به زبانهای عربی و انگلیسی و یا فرانسوی علی السویه است ، چون هیچکدام را متوجه نمی شوند!

اخیرا در ضلع غربی صحن مطهر، در پشت سر حضرت، صبحها بعد از نماز صبح یک سخنران ایرانی اجازه یافته تا «بدون بلندگو»! صحبت کند. این سخنران از سوی بعثه برای سخنرانی اعزام می شود و استقبال زائران در حدی است که صدا به گوششان برسد.

کمبود مفاتیح اصلی

به برکت نابودی صدام، و رونق بیشتر اماکن زیارتی، صحن نجف کلا با سنگفرش جدید پوشیده شده و روی آن هم به تمامی با قالیچه های ایرانی فرش شده است. در تمام رواقها کتابخانه های کوچکی برای قرار گرفتن قرآن و مفاتیح و نهج البلاغه وجود دارد. کتب ادعیه دیگری مثل نبراس و .. هم به وفور یافت می شود ولی از آنجا که ما به فصلبندی های مفاتیح عادت کرده ایم و ضمنا کتابهای جدید از آن جامعیت لازم برخوردار نیستند، لذا مفاتیح همچنان در صدر کتب ادعیه قرار دارد. مشکل ، اینجا است که اکثر مفاتیح های حرم به زبان عربی ترجمه شده وپیدا کردن مفاتیح اصلی یعنی همان مفاتیحی که شیخ عباس قمی دستورات دعا را در آن به زبان فارسی نوشته است، کار ساده ای نیست. باز هم جای شکرش باقی است که با گشتن زیاد می توان چنین مفاتیحی را پیدا کرد. چون  سال قبل همه مفاتیح های فارسی را جمع کرده بودند!

تعداد محدودی نهج البلاغه هم در بین این کتابها یافت می شود. به سفارش پسر کوچکم یک صفحه از آن را خواندم. صفحه مربوط به خطبه 134 آمد . مشاوره نظامی حضرت امیر علیه السلام به عمر پیش از اعزام نیرو به روم. این نکته که آن حضرت به عمر مشاوره داده اند ، نکته ای قابل تامل و درخور توجه برای کسانی است که حرکتهای تند و رادیکال را در رویارویی با جبهه باطل توصیه می کنند و  ..!

+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۰۱/۱۹ساعت ۴ ب.ظ توسط نادر نوروزشاد |

پس از توضیح کوتاهی که در پست قبلی دادم و فهرست مطالب این رو توشه ، نوبت به بخش اول گزارش می رسد:

  بخش اول:

مقدمه:چگونگی دعوت و فراهم شدن وسایل

پیش از ورود به گزارش ، خالی از لطف نیست که چگونگی مهیا شدن زمینه این سفر را برایتان بگویم. از سفر عمره که برگشتم، با آن روح معنوی که در وجود آدمی ایجاد می شود، ناگهان به وضعیت غیر متجانسی برخوردم که همان آستانه انتخابات مجلس بود! ما هم که احوال ثابت و پایداری نداریم و با کوچکترین نسیم وقایع این طرف و آن طرف می شویم. این بار احساس کردم که دلم نمی خواهد از آن حال معنویت بیرون بیایم. فضای انتخابات را که گاه با بی توجهی های ما آلوده به دروغ و تهمت و غیبت و رقابتهای غیر اخلاقی می شود، برای اهلش رها کردم و معتقدم که بدون غوطه خوردن در این چنین منجلابی هم می توان به انتخاب اصلح پرداخت! به هر حال ، یک جور احساس تنگی نفس و فشار بر سینه داشتم. از خدا خواستم تا مرا با زیارتی دیگر از این فشار و تنگی برهاند . حتی یک سفر یک روزه به مشهد هم مشرف شدم و آرامش خود را به دست آوردم اما با این که چند ماه پیش (آذرماه) به عتبات مشرف شده بودم ، باز هم در دل انگیزه شدیدی برای زیارت مجدد داشتم.

به مدیر آژانس زنگ زدم و گفتم : دراولین کاروان کربلا که جا داشتی به هر عنوانی ( زائر یا مدیر کاروان) با هر قیمتی ، زمینی و یا هوایی ، اسم مرا بنویس!  او هم شب تماس گرفت و گفت : برای پنجم فروردین (1391) سه نفر انصراف داده و جا خالی است! طبعا من و همسرم به همراه مادرم اسم نوشته و توفیق تشرف یافتیم. قبلا همسرم که کارمند آموزش و پرورش است به من گفته بود: ای کاش در ایام تعطیلات نوروز قسمت شود و به کربلا برویم! من هم با انکار گفته بودم که : چه توقعی! تمام کاروانهای کربلا از دو ماه پیش پر شده و اصلا جا برای این ایام ندارند!

مادرم هم از سوی دو جای دیگر برای ایام عید دعوت شده بود اما هر دو جا منتفی شده بود. با این حال خیلی در دل امید داشت که به این سفر برود.

قرار شد که دو روز بعد پول را به حساب بریزیم و حالا به مشکل تامین پول برخوردیم و من حتی یک صد هزارتومانی نداشتم! روز موعود ، مدیر شرکت متوجه موضوع شد و با این که حقوق کارمندان ماهها است که عقب افتاده و شرکت توان پرداخت آن را نداشت  ، مبلغ قابل توجهی را بعنوان علی الحساب حقوق کارمندان توزیع نمود و برای من هم عین آن مبلغ مورد نیاز را به حساب واریز کرد. به این نحو مقدمات سفر کامل شد.

 

تقارن با زمان برگزاری کنفرانس سران عرب در بغداد

خبردار شدم که ایام سفر ما مقارن است با برگزاری کنفرانس سران عرب در بغداد و به خاطر تشدید تدابیر امنیتی ، فرودگاه بغداد را از چند روز قبل یعنی درست از روز پرواز ما می بندند! دل شوره عجیبی داشتم. روز حرکت به سایت فرودگاه امام خمینی (ره) مراجعه کردم تا ببینم پرواز لغو شده یا نه؟ دیدم لغو نشده. با رسیدن ما به فرودگاه، تابلو اعلانات نشان داد که پرواز از بغداد به نجف منتقل شده و این برای ما بسیار دلپذیر بود.

در نجف ، ترمینال مسافری با انبوهی از زائران پیش بینی نشده مواجه شده بود و از آنجا که ویزاها به صورت مانیفست و لیست گروهی است ، مراحل بررسی آن کمی طولانی می شود. همه زائران از این که به نجف آمده بودیم راضی بودند و این معطلی و ازدحام برایشان ارزش داشت.

در طول سفر هم ، شاهد افزایش تدابیر امنیتی بودیم. به گونه ای که ورود اتوبوس و کامیون به بغداد ممنوع شد و ما از فیض زیارت کاظمین و سامرا محروم شدیم. همچنین دو روز در عراق تعطیل عمومی اعلام شد و دراین دو روز از ورود تاکسی و سایر خودروها ی غیر ضروری به داخل رینگهای امنیتی حرم جلوگیری می کردند . تا جائی که نتوانستیم با تاکسی به زیارت مرقد حر در کنار شهر کربلا برویم.

نجف: حس عمومی انسان در نجف

آرامش روحی انسان در نجف بیش از کربلا است. لااقل من درباره خودم و اغلب کسانی را که پرسیدم ، سخن می گویم. در نجف با همه ابهت و گیرایی حرم، شما احساس می کنید که نزد پدرتان هستید! هر چند از سادات هم نباشید. نزد پدر بودن ، یک احترام توام با انس را در دل می آورد. بخصوص وقتی که متوجه می شوی حضرت آدم علیه السلام پدر بشر ، و حضرت نوح علیه السلام شیخ الانبیاء هم در اینجا مدفونند و به روایتی ، سر مطهر حضرت سیدالشهدا علیه السلام هم در بالای سر دفن شده و به همین سبب ، خیلی از بزرگان از رفتن به بالای سر حضرت  اجتناب می کنند.

کلا نجف، نسبت به کربلا عقب مانده تر به نظر می رسد. هم از لحاظ هتلها و هم از لحاظ برق و تاسیسات زیربنایی. اما دارای فرودگاه بین المللی است و جاده کمربندی و ارتباطی داخل شهر هم درست شده و چشم انداز آینده آن خوب است.

نکته جالب در نجف، مرقد علمای شیعه است که جز علامه حلی ، هیج عالم و دانشمند دیگری از عرب در آنجا مدفون نیست و همه اصالتا ایرانی اند! راستش علمای زنده عراق هم از این قاعده مستثنی نیستند! و اغلب آنان یا ایرانی اند و یا در یکی دو نسل قبل ایرانی بوده اند. این موضوع زمانی برایم قابل توجه شد که برخوردهای ناپسندی از سوی برخی عربها نسبت به ایرانیها مشاهده کردم.

رشد مجدد تعصبات قومی و نژادی

عرب همواره غرور بی دلیلی نسبت به نژاد خود داشته و تصریحات قرآنی مبنی بر نیازمندی آنان به بعثت پیامبر اکرم و ایمان آوردن سایر نژادها (اعجمیین) به این پیامبر ، نه تنها موجب سرافکندگی نژادی آنان نشده ؛ بلکه با کمک قوانین و مقرراتی که عمر در حذف سهمیه موالیان از بیت المال و تبعیضاتی که  بین عرب و عجم وضع نمود، این روحیه در بین عرب ریشه دارتر شد و کار به مستعربین ( مثل عراقی ها ) هم رسید . تا جایی که امروزه از مختار به خاطر حمایتش از موالیان ( ایرانیان) و پرداخت سهمیه بیت المال به آنان شاکی هستند ! و رویشان نمی شود که چنین ایرادی را به خود حضرت علی علیه السلام بگیرند! البته پخش سریال مختار کمک مهمی در اصلاح این نگرش کرد و مردم عراق بویژه شیعیان با علاقه این سریال را دنبال می کردند. با این حال هنوز تعصبات جاهلانه نژاد پرستی و قوم گرایی در برخی از آنها باقی است و حتی اظهاراتی خلاف شرع و عرف از آنان سر می زند که گفتنی نیست و بیم آن می رود تا در اثر تبادلات فرهنگی ما و آنها، این گونه تعصبات به ما نیز راه یابد و مسائلی نظیر «افغانی ستیزی» ، یا «مکتب ایرانی» نشانه هایی برای جدی بودن این خطرند.

مخالفت با ایرانیها، البته جنبه عمومی ندارد ولی مخالفان جسور و علنی ابراز مخالفت می کنند. چیزی بگویم که برایتان عجیب است! باب الساعه درصحن مطهر چند سالی است که به نام باب امام الرضا نامیده شده و تابلوی کوچکی بر آن نصب کرده اند. اما عربها اصرار زیادی بر محو این نام و تاکید بر همان نام قبلی یعنی باب الساعه دارند. حتی نکته جالبی در این بین هست و آن این که نام امام رضا علیه السلام در این صحن و سرا جلوه گر تشیع دوازده امامی است .

+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۰۱/۱۸ساعت ۴ ب.ظ توسط نادر نوروزشاد |

هفته دوم نوروز سال 91 موفق شدم به زیارت عتبات عالیات  در نجف و کربلا مشرف شوم .  در این گزارش سعی کرده ام نکاتی را بنویسم که در کمتر گزارش دیگری ممکن است خوانده باشید . امیدوارم برایتان تکراری نباشد. غیر از مقدمه که کمی شخصی است ، بقیه اش عمومی تر است! کمتر به زیارت و حال و هوای آن اشاره کرده ام ومعتقدم زیارت لذتی درونی است که به میزان معرفت حاصل می شود و نورانیت و صفایی به باطن می دهد که وصفش در قلم ناممکن است و به جای آن ،  بیشتر از دید اجتماعی و شبیه به آن، به این سفر پرداخته ام.

 ابتدا فهرست مطالب را که در هشت بخش تنظیم شده ،  تقدیم می کنم .

ضمنا برای دانلود آخرین نقشه های مربوط به مسیر تردد زائران ایرانی و نقشه نجف و نقشه کربلا و نقشه کاظمین و ... می توانید به این لینک مراجعه کنید

بخش اول :

 مقدمه:چگونگی دعوت و فراهم شدن وسایل

تقارن سفر ما با زمان برگزاری کنفرانس سران عرب در بغداد

نجف: حس عمومی انسان در نجف

رشد مجدد تعصبات قومی و نژادی

بخش دوم :

 نکته ای در اذن دخول و زیارت نامه

مقایسه نجف با یکی دو سال قبل

مقایسه حضور ایرانیان و عرب

مساله نماز جماعت در صحن حرم

سخنرانی عصرانه به زبان عربی

کمبود مفاتیح اصلی

بخش سوم :

روضه خوانی ها در صحن مطهر

شعار صلوات در داخل حرم

از آستان بوسی تا ...!

اشکال در سیستم صوتی صحن

بی توجهی به  ضرورت خوش صدا بودن قاری و موذن

خوابیدن در حرم و رواقها

بخش چهارم :

 کوفه و اهل کوفه!

مقایسه کوفه با سالهای قبل 

خانه منسوب به حضرت امیر علیه السلام

 آرامگاه میثم تمار

  مسجد کوفه ( تصور اشتباه مردم درباره سقف مساجد)

   مسجد سهله

   آرامگاه کمیل

   مسجد حنانه

بخش پنجم:

حرکت به سمت کربلا ( شهر مسیّب و طفلان مسلم)

کربلا یا طف

بخش ششم :

 برخی آداب غیر معروف کربلا و زیارت سیدالشهداء

تجربه شخصی خودم در زیارت این دو حرم شریف

بخش هفتم :

 مقایسه حضور ایرانیان و عرب

خاطره ای از دوران سقوط صدام

بخش هشتم :

اقدامات عمرانی مهم در کربلا

+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۱/۰۱/۱۸ساعت ۴ ب.ظ توسط نادر نوروزشاد |