در پی یادداشت «قرآن بخوان؛ نگو نمی فهمم!» تماسها و یادداشتها و نامه هایی به من رسید که نشان می داد برداشت های صورت گرفته از متن در دو طیف صحیح و نادرست، بسیار پراکنده اند .

اغلب کسانی که در مخالفت با نوشته من نظر داشتند، متوجه منظور نوشته نشده بودند و پس از توضیح من ، ظاهرا جای ایرادی بر موضوع ندیدند.

اکنون نه برای دفاع از خودم (!) که برای رواج امر مهمی به توضیح درباره قسمت مبهم آن مقاله می پردازم. پیش  از آن ، باید عرض کنم که در هفته پژوهش، رادیو قرآن اقدام به مصاحبه تلفنی با یکی از اساتید محترم قم (استاد مودب) نمود و طی آن هنگامی که مجری پرسید: «...به این ترتیب ، جایی برای استفاده و تعمق افرادی که با زبان عربی آشنا نیستند، فراهم نیست!»  استاد هم به طور تلویحی تایید نمود که : «بالاخره زبان قرآن عربی است و بدون دانستن این زبان و ادبیات آن، امکان پژوهش برای پژوهشگر وجود ندارد»

باید این حرف استاد را تایید کنم که «پژوهش» در قرآن ، نیازمند «علم» به زبان و «حدیٍ» و«تفسیر» و مانند آن می باشد. اما سخن من ، کاری به پژوهش نداشت! «فهم قرآن»، امری پژوهشی نیست! پژوهش در قرآن به اموری شبیه این امور گفته می شود: ترتیب نزول آیات ؛ شان نزول آیات؛ انواع قرائات یک آیه؛ احادیث وارده در زمینه یک آیه؛ لغات و اصطلاحات بکاررفته در یک آیه؛ اصول و قواعد فقهی قابل استخراج از یک آیه ، اصوات و الحان و موسیقا و تلفظها و تجوید حروف و  ... همه اینها موضوعات پژوهشی قرآنی هستند و اما موضوع سخن ما فهم و درک پیام قرآن بود، و البته برخی از این موارد پژوهشی می توانند در «فهم قرآن» هم به ما «کمک» کنند. اما گام اول نیستند!

چه بسا پژوهشگرانی که قرآن را نمی فهمند و یا کج می فهمند! حتی دانستن زبان عربی به صورت مادری هم شرط کافی برای فهم قرآن نیست، بسا عرب زبانانی که قرآن را بهتر از من و شما می خوانند و کمتر از من و شما می فهمند! رب تالی القران و القران یلعنه! ( چه بسیار تلاوت کننده قرآن که قرآن او را لعنت می کند!) این لعنت ، ناشی از عدم عمل به قرآن است و عدم عمل به قرآن ناشی از بی باوری و ضعف ایمان است و ضعف ایمان نشانه آن است که پیام قرآن را به درستی درنیافته است!

در آن نوشته بر این انگیزه بودم ، که اولین پایه و گام را برای فهم قرآن، معرفی کنم! و تاکید داشتم بر این که محل فهم قرآن ، قلب است ! سایر آن چه در پژوهشها به دست می آید و یا از پژوهش دیگران فرا می گیریم؛ جایش در مغز است، نوعی «اطلاعات» اند! و تا زمانی که وارد قلب و حوزه باور ما نشوند، بی فایده و بلکه موجب لعنت خواهند بود! اما اگر در گام اول، قلب خود را مهبط پیام وحی الهی کنیم، راه را به درستی آغاز کرده ایم. اکنون، به هر میزان که بر اطلاعاتت و موارد علمی و پژوهشی ات بیافزایی از این سفره الهی متنعم تر خواهی شد.

قطعا چنین افرادی، با مطالعه معنای قرآن، دریافت و بهره بیشتری خواهند برد. با مطالعه تفاسیر ، بیشتر، با تعمق  و تدبر باز هم بهره بیشتر و ...

آن مقاله بیانگر «نفی استفاده از ترجمه» یا «نفی مراجعه به تفاسیر و ...» نبود! بلکه به صراحت و تاکید عرض می کنم، اگر گام اول مبنی بر باز شدن درهای قلب ، به درستی انجام شود، همه این امور مفید اند و اگر همه این اطلاعات را به جای قلبت ، وارد مغزت کنی، ... چه بسا موجب لعنت و گمراهی و افزایش ضلالت گردد. دقت در آیات ذیل ، شاهدی بر این مدعا است که قرآن، وسیله هدایت است برای کسانی که دل پاک دارند و وسیله افزایش خسارت یا ضلالت است برای ظالمین و کسانی که دل نا پاک و بی ایمان دارند.

یکم:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ‌ (0) الم‌ (1) ذٰلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ‌ (2) الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ‌ (3) وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْکَ وَ مَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ‌ (4) أُولٰئِکَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‌ (5)

به نام خداوند رحمتگر مهربان‏

الف ، لام ، ميم .

اين است كتابى كه در [ حقانيت ] آن هيچ ترديدى نيست ; [ و ] مايه هدايت تقواپيشگان است :

آنان كه به غيب ايمان مى‏آورند ، و نماز را بر پا مى‏دارند ، و از آنچه به ايشان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند ;

و آنان كه بدانچه به سوى تو فرود آمده ، و به آنچه پيش از تو نازل شده است ، ايمان مى آورند ; و به آخرت يقين دارند .

آنهايند كه از هدايتى از جانب پروردگارشان برخوردارند و آنها همان رستگارانند .﴿البقرة، 1 تا 5

دوم:

وَ يَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدًى وَ الْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَوَاباً وَ خَيْرٌ مَرَدّاً (76)

و خداوند كسانى را كه هدايت يافته‏اند بر هدايتشان مى‏افزايد ، و نيكيهاى ماندگار ، نزد پروردگارت از حيث پاداش بهتر و خوش‏فرجام‏تر است .﴿مريم‏، 76

سوم:

قُلْ يَا أَهْلَ الْکِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْ‌ءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ مَا أُنْزِلَ إِلَيْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لَيَزِيدَنَّ کَثِيراً مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْيَاناً وَ کُفْراً فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِينَ‌ (68)

بگو : « اى اهل كتاب ، تا [ هنگامى كه ] به تورات و انجيل و آنچه از پروردگارتان به سوى شما نازل شده است عمل نكرده‏ايد بر هيچ [ آيين بر حقّى ] نيستيد . » و قطعاً آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ، بر طغيان و كفر بسيارى از آنان خواهد افزود . پس بر گروه كافران اندوه مخور .﴿المائدة، 68

چهارم:

وَ لَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هٰذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّکَّرُوا وَ مَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ نُفُوراً (41)

و به راستى ، ما در اين قرآن [ حقايق را ] گونه‏گون بيان كرديم ، تا پند گيرند ; و [ لى ] آنان را جز نفرت نمى‏افزايد .﴿الإسراء، 41

پنجم:

وَ إِذْ قُلْنَا لَکَ إِنَّ رَبَّکَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَ مَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاکَ إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ طُغْيَاناً کَبِيراً (60)

و [ ياد كن ] هنگامى را كه به تو گفتيم : « به راستى پروردگارت بر مردم احاطه دارد . » و آن رؤيايى را كه به تو نمايانديم ، و [ نيز ] آن درخت لعنت شده در قرآن را جز براى آزمايش مردم قرار نداديم ; و ما آنان را بيم مى‏دهيم ، ولى جز بر طغيان بيشتر آنها نمى‏افزايد .﴿الإسراء، 60

ششم:

وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَسَاراً (82)

و ما آنچه را براى مؤمنان مايه درمان و رحمت است از قرآن نازل مى‏كنيم ، و [ لى ] ستمگران را جز زيان نمى‏افزايد .﴿الإسراء، 82

 

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۰۹/۲۸ساعت ۶ ب.ظ توسط نادر نوروزشاد |