در شرایطی که اسلام دعوت به ترک آداب جاهلی از جمله نژادپرستی دارد، و مذهب شیعه با رهبری ائمه معصومین علیهم السلام در دل مردمان غیرعرب  جای خود را باز نموده است؛ مدتی است که در فضای مجازی ( اینترنت ، ایمیل ها ، و بلوتوث های موبایل) شبهه و تهمتی زشت علیه شیعه و امامان شیعه علیهم السلام منتشر می شود تا ایمان فرزندان و بزرگان ما را نسبت به معتقداتشان سست نماید. و متاسفانه توسط افراد ناآگاه هم انتشار می یابد! این دروغ زشت ، با بریدن چند خط از سفینة البحار (ماده عجم)و حذف حاشیه و دنباله آن ، و بدتر از همه اینها، ترجمه غلط و خیانت آمیز ، و بلکه خباثت آمیز!، رخ داده است و طبق آن چنین ادعا کرده اند که امام سوم ما شیعیان حضرت حسین بن علی علیه السلام فرمان عجم ستیزانه و عجیبی داده است!

 

 تصویر منتشر شده شامل بخشی از یک کتاب ضد دین است که طی آن در قسمت سوم بحث خود نام شریف امام حسین علیه السلام را بدون هر گونه احترام اورده و سپس  بریده ای سه سطری (و ناقص!) از ص 164  سفینةالبحار به همراه توضیحات غلط و شبهه انگیز را همراه آن آورده است :

تصوبر اول:

 

تهمت دروغین به امامان شیعه

تصور کنید یک جوان ناآشنا با زبان عربی ، با خواندن این متن ظاهرا مستند! چه احساسی پیدا می کند! اکنون نکات قابل توجه در این متن با ذکر شماره توضیح داده می شود:

تصویر دوم: 

1- حدیث از حسین بن علی (امام حسین علیه السلام) نیست! و جناب محقق (!!) نمی دانسته اند که لقب "اباعبدالله" در این حدیث به حضرت امام صادق علیه السلام تعلق دارد و ضریس بن عبدالملک ، برادرزاده زرارة بن اعین ، از صحابه ان حضرت است.

2-  اگر دقت کنید ، خواهید دید که در این محل، انتهای بریده شده از یک حدیث دیگر به چشم می خورد ، که متن آن چنین است: «فامنت به العجم فهذه فضیلة العجم» یعنی : «پس مردم غیر عرب (عجم) به آن ایمان آوردند و این برتری و فضیلت غیر عرب (عجم) است»

موضوع ، به حدیثی برمی گردد که جناب محقق (!!) آن را سانسور کرده اند  زیرا بر خلاف نظر وی صراحت در حمایت امامان شیعه  از عجم دارد! همچنین این متن از بخش "مدح العجم و ما یتعلق بهم" صفحه  165-4 سفینة البحار چاپ سنگی یا گراوری نقل شده است. نام این بخش، "ستایش غیر عرب (عجم) و آنچه به آن ها تعلق دارد" می باشد. که آن را هم برای رسیدن به منظور پلید خود نادیده گرفته است.(به تصویر آخر مراجعه شود)

3- واژه "عجم" به معنای غیر عرب است و شامل همهی اقوام غیر عرب از جمله فارس ها می شود. چنانچه بخواهند اشاره به فارس بودن و ایرانی بودن بکنند، از واژه "فرس" استفاده می شود. لغت "عجم "، در اصل  به معنای "گنگ" و "زبان نفهم" (هم با بار ارزشی منفی و هم با بار ارزشی خنثی) به کار می رود  یعنی "کسی که زبان عربی را نمی فهمد".

 در زمان خلیفه دوم، تلاش فراوانی برای تحقیر عجم و بویژه فارس صورت گرفت. و نویسنده سفینةالبحار معتقد است که سبب آن ، این بود که وی از پیامبر(ص) شنیده بود که آنها – یعنی عجم -  یاران علی و اهل بیت خواهند بود.پس عزم بر قتل و تحقیر و آزار آنان کرد.(ص165 همین کتاب،سطر 16 تا 17).در آن زمان ، واژه"عجم" به عنوان ذمّ و سرزنش بکار گرفته می شد، و قصدشان این بود که:  این قوم، زبان قرآن را نمی فهمند و از درک پیام خدا عاجزند، پس هیچ امری از حکومت را نباید به آنها سپرد! در احادیث این بخش ، روایاتی از ائمه علیهم السلام در جهت مبارزه بااین تفکر غلط جمع آوری و ارائه شده است.

4- در آداب نگارشی کتب قدیم ، پاراگراف و فصل و ... به صورت رایج در آداب امروزین ما نبود و هرگاه مطلب جدیدی آغاز می شود، نویسنده برای تفکیک و جداسازی آن ، خطی بر بالای یک دو کلمه می کشد.این از علامات نگارشی رایج در آن زمان بوده و بجای نقطه سر خط،نشاندهنده آغاز یک پاراگراف جدید است و با مشاهده موارد مشابه می توان آن را دریافت. ضمناً هرگاه نویسنده قصد شرح و توضیح مطلبی را داشته باشد از کلمه "بیان" یا کلمه "اقول" یا کلمات مشابه  برای آن استفاده می کند. پس می توان دریافت که اینجا، ( یعنی جایی که کلمه "بیان" با خطی روی آن قرار گرفته ) آغاز شرحی است که نویسنده بر حدیث اضافه کرده است.

5- در کتابت های دستنویس، گاه مطلبی جا می افتد که بعداً متوجه می شوند و محل جاافتادگی آن را با علامتهایی مثل هفت فارسی (7 ) مشخص کرده و سپس با همین علامت در حاشیه کتاب ، قسمت جاافتاده را قرار می دهند.آقای محقق (!!) برای افزایش عوامل گمراهی خوانندگان با بریدن حاشیه کتاب، و نادیده گرفتن این عبارت سعی کرده به هدف خود نزدیک شود.در این محل متن صفحه  اصلی عبارت است از "بیان، ای العرب الممدوح من کان عجما..."  بین کان و عجما علامت 7 قرار دارد که اگر نباشد، اصلاً جمله هیچ معنایی نمی دهد ولو غلط!

تصویر سوم:

قسمت جا افتاده در حاشیه کتاب چنین است: "من شیعتنا و ان کان" به این ترتیب متن صحیح چنین خواهد بود:"بیان؛ ای: العرب الممدوح من کان من شیعتنا ، وان کان عجماً، والعجم المذموم من کان عدونا، و ان کان عربا" که ترجمه آن اینگونه است،"شرح؛ یعنی: آن عرب مورد ستایش (کسی که زبان قرآن را می فهمد) هر کسی است که از شیعیان ما باشد، هرچند از غیر عرب باشد،وآن عجم مورد سرزنش (که زبان قرآن را نمی فهمد ) هر کسی است که از دشمنان  ما باشد ، هرچند از عرب باشد"

اکنون اگر به ترجمه آقای محقق(!!) مراجعه کنید چنین می خوانید:روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و..... است.

6- مجدداً در این جا، مطلب جدیدی با کشیده شدن خط بر بالای یکی دو کلمه آغاز شده است  که ابتدای عبارتش چنین است: سوء رأی الثانی فی الاعاجم (یعنی: نظر بد دومی درباره غیر عربها) آن گاه به نقل از المناقب چنین می نویسد: لما ورد سبی الفرس الی المدینه...(هنگامی که اسیران فارس وارد مدینه شدند...) اراد الثانی ان یبیع النساء (دومی خواست تا زنان را بفروشد) و ان یجعل الرجال عبید العرب(و مردانشان را به بردگی عرب دربیاورد) و عزم علی ان یحمل العلیل...فی الطواف(و تصمیم گرفت تا معلولان و... را در طواف) و از اینجا به بعد بریده شده تا خواننده متوجه اصل ماجرا نشود!

7- ترجمه ادامه متن چنین است( و تصمیم گرفت تا معلولان و ضعیفان و پیران را در طواف و اطراف خانه خدا بر پشت آنها حمل کند، پس امیر المؤمنان علیه السلام فرمود که پیامبر صلی الله علیه و اله فرموده است:" بزرگ هر قومی را بزرگ بدارید ، هرچند با شما مخالفت کرده باشند" (وادامه داد) اینها قوم فارس، مردمی حکیم و بزرگوارند، که با ما از در صلح درآمدند و به اسلام گرویدند، من به خاطر خدا آن دسته از اسیرانی که  به خودم و بنی هاشم می رسد را آزاد کردم.( سپس کتاب با ذکر احادیثی در ستایش عجم از زبان ائمه علیهم السلام ادامه می یابد)

اکنون شما خواننده محترم با مقایسه بین ترجمه صحیح و ترجمه ای که توسط آن فرد نامشخص ارائه شده است، چه قضاوتی می کنید؟!

آیا براستی او از ترجمه صحیح عاجز بوده ؟ پس چرا حاشیه را سانسور کرده؟ چرا عبارت "سوء رای الثانی للاعاجم" را که در متن آمده سانسور کرده؟ چرا باقی حدیث که نشانه حمایت امیرمومنان علیه السلام از عجم بوده را سانسور کرده؟ جرا نام باب را که " مدح العجم و ما یتعلق بهم " بوده سانسور کرده؟ چرا سایر احادیث قبل و بعد را سانسور کرده؟ چرا شرح نویسنده را داخل در متن حدیث کرده و  آن را غلط ترجمه کرده و باز به این هم اکتفا ننموده و ان را با ماجرای دیگری که اساسا به خلیفه دوم مربوط می شود آمیخته و نام خلیفه دوم را در ترجمه حذف کرده ؟ و چرا ؟ و چراهای بسیار! اگر شما پاسخی جز شیطنت و خباثت برای این کار دارید، مرا آگاه کنید!

 

(به پیوست تصویر کامل صفحات 164و165 سفینة البحار شامل ماده "عجم" برای کسانی که قادر به مطالعه این متون هستند عرضه می شود)
 

 


برچسب‌ها: بردگی, عجم, عجم ستیزی, کنیز
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۱/۲۷ساعت ۱۱ ب.ظ توسط نادر نوروزشاد |