...

دانشمندان سایبری ما، صرفنظر از هر گرایش حزبی و جناحی،سرمایه های ملی و مذهبی ما هستند. آنها مرزهای سایبری ما را پاسداری می کنند و اگر دشمن موفق به فریب آنها شود، و آنان را در جبهه غیر اصلی سرگرم سازد؛  خسارتش را همه ما و نسلهای آینده ما پرداخت خواهند کرد.
...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 1393/10/06ساعت 0 قبل از ظهر توسط نوروزشاد |

....

نکته دوم: ضرورت حل شدن مساله شرعی «هزینه های شهرداری تهران در آن جا»ست. تا جائی که به انتقال تجارب مدیریتی و همکاری در زمینه نقل و انتقال و ماشین آلات حمل زباله و .. بازمی گردد، این یک همکاری عادی و عرفی بین شهرها در زمان وقوع حوادث بزرگ است. اماهزینه کردن برای غذا دادن و ماموریت رفتن حدود دوهزار نفر نیروی انسانی، ممکن است نیاز به اخذ مجوز شرعی داشته باشد و معلوم نیست که شورای شهر تهران صلاحیت اعطای این مجوز را به شهرداری داشته باشد. بهتر است این موضوع از مراجع تقلید استفتاء شود و بر اساس فتوای ایشان عمل گردد.

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1393/10/04ساعت 8 بعد از ظهر توسط نوروزشاد |

انجام عبادات مستحب به انتخاب و توان و سلیقه شما بستگی دارد. من تاکنون نخواسته ام – و لذا نتوانسته ام!- که اعتکاف کنم. زیرا عبادتِ مستحبیِ انتخابیِ من، چیز دیگری است و هرگز کسی را به خاطر انتخابش از آن چه حق دارد انتخاب کند، نکوهش نمی کنم.....

...

این سومین سالی بود که توفیق زیارت پیاده را داشتم، پا در مسیر که گذاشتم حس زیارت به من دست داد. احساس دوری نداشتم. احساس می کردم در حرم معتکف شده ام! بی آن که مجبور باشم واجبات و محرمات حرم را رعایت کنم! می توانستم بخوابم، حرف بزنم، بخندم، غذا بخورم، دستشویی بروم، .. ولی در حرم هستم. گویی جایی از حرم وجود دارد که شما می توانید زندگی روزمره و عادی خود را بگذرانید. اما بیادتان باشد که در محضر محبوبید! نانتان، آبتان، خواب و خوراکتان، گریه و خنده تان، شوخی و جدی تان، در محضر اوست! سه روز اعتکاف متحرک در حرم سیدالشهدا علیه السلام! ....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1393/10/04ساعت 6 بعد از ظهر توسط نوروزشاد |

تا وقتی که در هوای تهران تنفس می کنید، شاید متوجه آلودگی شدید آن نشوید.اما همین که پا از این شهر به بیرون می گذارید، چتر سیاه و وحشتناکی که آرام آرام سلامتی ساکنین این شهر چند میلیونی را به خطر می اندازد، با چشم خود مشاهده می کنید.

حکایت ماست که سالی چند بار به یُمنِ سفرهای زیارتی که به همین دو کشور عراق و عربستان داریم؛ از ایران خارج می شویم و حال و هوای فرهنگی اجتماعی دیگری را تنفس می کنیم. موقع بازگشت به کشور، آثار چندش آوری از گسترش اپیدمی دروغ را مشاهده می کنیم که گریبانگیر ما شده است.

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1393/10/04ساعت 0 قبل از ظهر توسط نوروزشاد |

 حضور میلیونی مردم ایران در مراسم اربعین، موجب امتزاج دو ملت می شود و تاثیرات متقابلی بر فرهنگ و دیدگاه دو ملت خواهد داشت. این تاثیرات می تواند به گسترش فرهنگهای خوب، و یا گسترش فرهنگهای بد بیانجامد. تلاش ما باید بر این باشد، که جلوی فرهنگهای بد را بگیریم و نگذاریم تا فرهنگهای ارزشمند را تخریب کند. برای این منظور، گام اول، شناسایی نقاط ضعف و قوت دو ملت است.

 طبعا نقطه قوت در یک طرف، ممکن است نقطه ضعف در طرف دیگر باشد. متاسفم که این نوشته را می نویسم. اگر جایی را سراغ داشتم تا این مطالب را بدون آن که چشم نامحرم و دشمن ببیند، بنویسم، حتما چنین می کردم. اما می ترسم که این پرهیز باعث شود تا فقط خودی ها از این مهم غافل بمانند، زیرا بعید می دانم که دشمن بر این نقاط قوت و ضعف بی اطلاع باشد و ..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1393/10/01ساعت 10 قبل از ظهر توسط نوروزشاد |

هیچ پدیده اجتماعی مثبتی نیست که به آسیبی گرفتار نشود. آیا در بهشت اربعین، شجره منهیه ای نیست که موجب هبوط ساکنانش شود؟! پدر ما حضرت آدم فریب ابلیس را خورد تا حضور خود را در بهشت جاودانه کند (فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنْ الْخَالِدِينَ - سوره اعراف 20  ) اما همین تلاش برای جاودانگی و خروج  از روال طبیعی، باعث هبوط و اخراج او از مقام و موقعیتی شد که در اختیار داشت!

اکنون من از این می ترسم که برخی اقدامات نسنجیده ما، منجر به خروج این پدیده از روند طبیعی آن شود و این فرصت بی نظیر مذهبی را که دارای تاثیرات عمیق سیاسی برای جهان اسلام نیز هست، از دست ما بگیرد و آن را تبدیل به ضد خود کند!

معنای حرف من این نیست که دست روی دست بگذاریم و همه چیز را به دست کسان دیگری بسپاریم تا بازیگردانان صحنه شوند! هرگز! بلکه من به جد معتقدم که نظام ما بعنوان نظام قدرتمند تشیع بایستی در پشتیبانی از این حرکت عظیم از هیچ کوششی فروگذار نکند، مشروط بر آن که مادر روزگار، دوران حمل کودک خود را به تمامی سپری کند و او را به زایمان طبیعی و بهنگام بدنیا آورد!  به عبارتی دیگر، تلاش های ما باید برای حفظ این روندِ طبیعی باشد، نه ایراد فشار بر مادر و کودک و زایمان غیرطبیعی آن!

با این مقدمهی کلی می روم سراغ برخی مصادیق،..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1393/10/01ساعت 10 قبل از ظهر توسط نوروزشاد |

تعریفی که امسال از مراسم اربعین در ذهن من شکل گرفت

...سه سال پیش، سال اولی بود که به همت برادر عزیزم دکتر غلامعلی رجایی توفیق همراهی با این جماعت پیاده را یافتم. در همان ساعات اولیه، دکتر رجایی از من پرسید چه حس و حالی داری؟! جواب دقیقی در ذهنم نبود. نمی توانستم آن را با تجارب جنگ و یا راهپیمایی های اول انقلاب مقایسه کنم. شباهتها و تفاوتهایی بین این پدیده ها وجود داشت؛ اما با دیدن حرکت فوج فوج مردم به سوی هدفی مقدس، بی اختیار یک آیه به طور مکرر در ذهنم نقش می بست: و سیق الذین اتقوا ربهم الی الجنة زمرا. این فقط یک احساس قلبی بود و هیچ اصرار و تاکیدی بر انطباق آن به شرایط مزبور نداشته و ندارم. اما امسال....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1393/09/30ساعت 6 بعد از ظهر توسط نوروزشاد |

من چهار تفاوت مهم و عمده را به عنوان عمده ترین تفاوتها ؛ غیر از افزایش قابل ملاحظه جمعیت؛ برشمرده ام: اولین و مهم ترین آن، تغییر رویکرد حکومت ایران نسبت به این پدیده مذهبی بزرگ بود. در سالهای قبل؛ مکرر از سوی سازمان حج و زیارت بیانیه هایی مبنی بر تهدید زائران اربعینی و اعلام عدم مسئولیت نسبت به آنان صادر می شد و در عمل نیز برقراری مضیقه هایی در مرزهای خروجی برای زائران اربعینی و بی توجهی نسبت به بازگشت آنان به طور عمدی مشاهده می شد.

اما امسال، ستادی در کشور تشکیل شده بود که سازمانهای مرتبط با موضوع نظیر سازمان حج و زیارت، وزارت کشور، وزارت امور خارجه، پلیس راهور، پلیس گذرنامه، شهرداری تهران و ..در آن حضور داشتند. و آن طور که گفته می شد (و در عمل هم مشاهده کردیم) هدف این ستاد تسهیل در امر زائران اربعینی بود.

البته سال اول بودن و بی تجربه بودن، می تواند نقایص و مشکلات موجود را قابل قبول جلوه دهد؛ ما نیز با استقبال از این تغییر رویکرد حکومتی، و با هدف کمک به رفع مشکلات؛ برخی مطالب را از دید خودمان بعنوان یک زائر اربعینی نسبتا آشنا با مسائل حکومتی و منافع ملی و مذهبی بیان می کنیم.

دومین تفاوت مهم در اربعین امسال، تحولات سیاسی و نظامی در داخل عراق و ظهور پدیده داعش


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 1393/09/29ساعت 11 بعد از ظهر توسط نوروزشاد |

مثل پارسال، قصد سفرنامه نوشتن نداشتم. برای همین هم در طول سفر چیزی یادداشت برنداشتم. راستش، کوتاه نویسی من خودش یک سبک شده که باید رعایتش کنم. کم گویی و گزیده گویی. ان شاءالله که مورد پسند مولا قرار گیرد.

آن چه در این مجموعه می نویسم، باز هم نکاتی است که درباره این پدیده مهم اجتماعی «باید» گفت؛ و شاید نگفتنش موجب عقوبتی باشد. گرچه سایت کم مراجعه حقیر تاثیر چندانی بر روند اصلاح ندارد، اما ثبت آن در اینترنت از یک سو، و مطالعه آن از سوی افرادی که هر چند معدودند، اما نظرشان دارای تاثیر در محیط اطرافشان می باشد؛ باعث می شود تا این نوشته ها را دریغ نکنم و نزد خداوند توجیهی داشته باشم تا فرصت اندک و گرانمایه عمر خود را صرف نوشتن و انتشار آن کنم.

مباحث مهمی که امسال به نظرم رسیده به طور خلاصه عبارتند از:

-          تفاوت های اربعین امسال با سالهای قبل ( غیر از تعداد جمعیت )

-          تعریفی که امسال از این پدیده به ذهن خودم رسید.

-          آسیبهای اخلاقی و اجتماعی و امنیتی که می توان آن را بیان کرد، به هدف چاره جویی و حل.

-          برجستگی های قابل ملاحظه در طرف عراق و نقایص قابل ملاحظه در طرف ایران

-          نقایص قابل ملاحظه در طرف عراق و برجستگی های قابل ملاحظه در طرف ایران

که در بخشهای آتی تقدیم می شود.

نوشته بعدی: تفاوتهای اربعین امسال با سالهای قبل

+ نوشته شده در شنبه 1393/09/29ساعت 11 بعد از ظهر توسط نوروزشاد |

همه کسانی که به سفر می روند، بویژه سفرهای زیارتی و یا خطرناک، از نزدیکان خود حلالیت می طلبند.

ما هم قصد سفر داریم، سفر به کربلا و زیارت اربعین.

احتمال هر خطری در سفر هست. و البته این به معنای آن نیست که خطر در شهر و دیار خود نداریم.

یادم هست که در دوران دفاع مقدس، با اشک اطرافیان بدرقه می شدیم. ولی وقتی به جبهه می رفتیم موشکباران و ترورها و بمب گذاری های منافقین، خطر شهر و دیارمان را به همان اندازه افزایش می داد. آن گونه که جماعت بسیجیان و پاسداران مسجد به سلامت از جبهه بازمی گشتند و عکس بقال محله و فلان پاسدار کمیته را که در ترور شهید  شده بودند؛ بر در و دیوار می دیدند.

اصلا من فکر می کنم که خطر واقعی اینجاست! و آن جا خطری به این معنا ندارد.

منظورم از خطر، بمبگذاری و زلزله و این چیزها نیست. چرا که در سفر زیارتی اربعین ؛ داعش، بمبگذاری، مسمومیت، صدها اتفاق پیش بینی نشده می تواند بعنوان خطرهای این مسیر شمرده شود. اما از لحظه خروج از منزل، ما مسافر کربلا و زائر حسین علیه السلام محسوب می شویم و مرگمان به هر علت، چنانچه از روی تقصیر و گناه نباشد، به حساب ارباب نوشته می شود. هیچ دوره ای از دوران زندگانی؛ تا این حد، امنیت پس از مرگ را نمی توان تضمین کرد. پس ما می رویم و قضا و قدر الهی به همراهمان. با این تفاوت که بیمه سوال و جواب قبر و قیامتیم!

در دوران سفرهم، هرچه می بینیم و می شنویم و می خوریم ، حسینی است. زمان و مکان، بهشتی است. همه با هم برادرند. هیچ کس از حزب و جناحت نمی پرسد! این جا معنای واقعی «سلم لمن سالمکم» را لمس می کنی. اما این فضای بهشتی دیری نمی پاید و ما دوباره به شهر و دیار خود بازمی گردیم.

هنوز داغی و حرارت این سفر بر دلمان است و هنوز در حال تعریف کردن از خاطرات شیرین این سفر برای دوستانمان هستیم که می بینیم و می شنویم که فلانی بر علیه فلانی حرف زده؛ او رقیب خود را متهم به چه و چه کرده، دعوای سیاسی و جناحی بالا گرفته، انگار نه انگار که «سلم لمن سالمکم»!

شما را بخدا، ما که می رویم، موقع بازگشت نبینیم و نشنویم که ....

+ نوشته شده در جمعه 1393/09/14ساعت 10 بعد از ظهر توسط نوروزشاد |

چند سال قبل به بهانه تصویری از «سرویسهای بهداشتی مسجد جامع کلاردشت»، مطلبی درباره «انتظار جامعه امروز از روحانیت» نوشته بودم.

مجددا جنجالی در محافل مذهبی و رسانه های مذهبی بابت هفتم ماه صفر برپا شده است. و عده ای بر این اندیشه و باورند که این روز را به جای ولادت امام موسی بن جعفر(ص) باید به عزای شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام پرداخت.

صرفنظر از صحت یا عدم صحت هر مدعایی در این باره ( که البته می تواند در محافل تاریخی، و تخصصی مورد بحث قرار گیرد) کشیده شدن این مباحث به سطح جامعه و توزیع تراکت و جوسازی و تقاضا از مردم برای انتشار تراکت و .... موجب شده تا در مقاله ای با عنوان «دغدغه های کم ارزش مذهبی» به بررسی این پدیده بپردازم.

برای مشاهده تصویر تراکت و خواندن مقاله، به سایت اینجانب ( اینجا) مراجعه فرمائید.

+ نوشته شده در دوشنبه 1393/09/10ساعت 11 قبل از ظهر توسط نوروزشاد |

با فرا رسیدن پنجم ماه صفر، که به سالروز شهادت حضرت رقیه (س) شهرت دارد، بحثهای مختلفی درباره صحت یا سقم وجود چنین شخصیتی در بین علاقمندان در گرفت.

فحاشی، عربده کشی، تهمت پراکنی، بازی با احساسات، لشکرکشی عوامانه، لعن و نفرین و اقداماتی از این دست را که کنار بگذاریم؛ بحثهای نسبتا عالمانه ای هم در این زمینه صورت گرفته است.

از جمله، کلیپی است دردفاع از موجودیت آن حضرت بمدت حدودا ۲۵ دقیقه که در این زمینه ساخته شده و در شبکه های مجازی منتشر گردیده است.

این کلیپ را به لحاظ دور بودن از بداخلاقی و بدگفتاری و بهره مندی از روشی محققانه مناسب دانستم تا مورد بررسی و نقد قرار دهم.

برای مشاهده کلیپ و خواندن متن نقد آن، به سایت اینجانب مراجعه کنید

+ نوشته شده در یکشنبه 1393/09/09ساعت 1 قبل از ظهر توسط نوروزشاد |

 ...

فصل های اذان 18 تا است: الله اکبر 4 مرتبه/ اشهد ان لا اله الا الله ؛ و اشهد ان محمدا رسول الله و حی علی الصلاة و و حي على الفلاح و حي على خير العمل و الله أكبر و لا إله إلا الله هر کدام دو مرتبه /

و فصل های إقامة 17 تا است: الله أكبر در ابتدای آن دو مرتبه / و بعد حي على خير العمل دو بار  قد قامت الصلاة  اضافه می شود و یک بار هم از  لا إله إلا الله در آخر آن کاسته می شود.

مستحب است که هنگام نام بردن از پیامبر ، صلوات بر او و خاندانش فرستاد

اما شهادت به ولایت علی علیه السلام و امیر مومنان بودنش جزء اذان و اقامه نیست

و اشکالی ندارد که برای تاکید بر جمع شدن مردم حي على الصلاة یا حي على الفلاح  را تکرار کنند . لكن موارد تکراری جزئی از اذان محسوب نمی شود.

برای زن جائز است که از اذان فقط بخش تکبیر و شهادتین را بگوید.  بلکه شهادتین به تنهایی کفایت می کند؛ و در اقامه فقط تکبیر و شهادت بر یگانگی خداوند و رسالت پیامبر را بگوید/

برای مسافر و فردی که عجله دارد مجاز است که هر فصل را فقط یکبار بگوید. همان طور که مجاز است اذان را ترک کند و به اقامه اکتفاء نماید. یا فقط به اذان اکتفاء نماید.

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1393/09/03ساعت 9 بعد از ظهر توسط نوروزشاد |

...

او مدعی است که کارمند بنیاد شهید بوده و در دوران تعطیلات نوروز راهی جبهه می شود و در بین راه در شبی که در خرم آباد بوده اند، با اشتباه یکی از همراهان مورد اصابت گلوله ی کمان کرده از دیوار به گردن قرار گرفته و قطع نخاع می شود. اما بنیاد شهید او را جانباز نمی داند و دلایلی از جمله اخذ دیه را مطرح می کند. چیزی که او آن را انکار می کند.

با این حال او مدعی است که در بازدید رهبر انقلاب از آسایشگاه امام خمینی، وقتی ایشان ماجرای نحوه مجروحیت وی را شنیده اند دستور داده اند که و ی را جانباز محسوب کنند. دستور ایشان در حضور آقای رفیقدوست صادر می شود و در دوران مسئولیت آقای دهقان هم ایشان نامه ای می نویسند و این موضوع را شهادت می دهند. اما هنوز او یک قطع نخاعی غیر جانباز است!

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 1393/07/29ساعت 9 بعد از ظهر توسط نوروزشاد |

آن قدر غرق در دنیا و قواعد آن هستیم که گاه یادمان می رود که زندگی اصلی ما در آن دنیا است ( و ان دار الاخرة لهی الحیوان!)

اگر می گویم «ما» منظورم اکثریت کسانی است که می شناسم باضافه خودم. امیدوارم شما جزو این «ما» نباشید!

تمام خواسته های ما و نیت های ما و دلخوشی ها و دلسردی های ما، بستگی به چیزی دارد که در این دنیا می بینیم و یا انتظار دیدن آن را در همین دنیا داریم.

بسیاری از قهر و آشتی هایمان برای آن است که قیامتی را و نظارت خداوند علیم را بر اعمال و نیاتمان باور نداریم. تصور می کنیم که باید حساب همه چیز را در همین دنیا برسیم.  جنگ هم از این قاعده مستثنی نیست. وقتی می جنگیم یا صلح می کنیم، گاه بیش از آن که به خدا و قضاوت او  درباره رفتارمان توجه کنیم، به «حرف مردم» ( اعم از خودی و دشمن) کار داریم!

باید باور کنیم که ما دو دنیا داریم و تازه، آن دنیا مهم تر است!

اگر مردم در این دنیا ما را نفهمیدند، چه باک؟! اگر قدر ما را ندانستند! چه باک؟!

تعیین پیروز میدان نبرد، به این نیست که در این دنیا چه می شود؟ به این است که در برابر این مصیبت و آزمایش و فتنه ای که قرار گرفته ای ، چه اقدامی را انتخاب کرده ای؟! خدا پسندانه؟ یا هوی و هوس پسندانه؟!

کمی فکر کنیم.

در اوج سالهای جنگ، امام (ره) در دیدار نوروزی خود با مسئولان مملکتی از همان ایتدای سخن، پس از تبریک سال نو، مطالبی می گویند که برای ما در همان زمان تکاندهنده و درس آموز بود.

تکرار این سخنان، نه به خاطر آن که گوینده اش امام خمینی (ره) بوده، که به خاطر اهمیت نکات بیان شده، ضرورت دارد. و اما این ، همان بخش از سخنان ایشان است:

«تمام این پیروزی ها و عدم پیروزی ها، و سلطنت ها و ابرقدرتی ها، و همه، گذراست. ما (که) این جا نشستیم (نشسته ایم) ، بلااشکال در صد سال دیگر از ما خبری نیست، گذشته است، رفته است، پیروز بشویم رفته است، شکست بخوریم رفته است، قدرت داشته باشیم رفته است، نداشته باشیم گذشته است. آن که باقی است، آن است که در پیش خودمان است. آنچه باقی می‏ماند، ما و چیزهایی که حمل می‏کنیم به عالم دیگر است.

 ما باید فکر این معنا باشیم که خدمت بکنیم؛ خدمتی که برای ما سرمایه باشد برای آن جهان. زدن و پیروز شدن و فتح کردن و همۀ اینها اگر آن بُعد معنوی اش نباشد، همه‏اش شکست است! بلکه آنهایی که بیشتر در نظر مردم پیروزند، شکسته‏ترند.

 این قدرت های بزرگی که در عالم بوده است و هست و خواهد بود، اینها اگر آن بُعدی که آنها را به سعادت می‏رساند نداشته باشند، تمامش شکست است. چند روز خورد و خواب و جنایت و خیانت و بعدش تمام، این جا بسته می‏شود و درِ آن عالم باز می‏شود، صحیفۀ ما باز می‏شود. همۀ این عالم شهادت می‏دهند برای ما، همه حاضرند.

 ما باید که فکری بکنیم که نصرت کنیم خدا را؛اِنْ تَنْصُروااللّه‏ یَنصُرْکُمْ. جنگ نیست، انزوا هم نیست پیشرفت نیست، شکست هم نیست. نصرت یک معنایی است که در خود انسان باید متحقق بشود. ما اگر چنانچه در همۀ جبهه ها پیروز بشویم، لکن به عنوان نصرت خدا نباشد، برای نصرت خودمان باشد، بخواهیم که خودمان یک جایی را بگیریم، ما نصرت خدا را نکردیم و خدا هم آن وعده‏ای را که داده‏اند، عمل نمی‏کنند، اگر عمل کنند یک عنایت خاصی است، ربطی به ما ندارد. آنی که وعده کرده است کهاِنْ تَنْصُروااللّه‏ یَنصُرْکُمْ و یُثَبِّتْ اَقْدامَکُمْ، آن این است که شما جبهۀ نصرت را بازکنید، خدا هم باز می‏کند. شما برای خدا کار کنید. برای خدا پیش بروید، برای خدا زحمت بکشید، برای خدا همۀ کارها را انجام بدهید. آن که در جبهه هست برای خدا باید جبهه باشد. آن که پشت جبهه است برای نصرت خدا باشد. این کسی که متصدی امور لشکر است برای خدا متصدی باشد. آن که متصدی امور کشور است برای نصرت خدا باشد. آن که در مجلس است برای خدا در مجلس باشد، برای نصرت خدا باشد. و بالاخره اگر همه در نصرت خدا باشیم، خدا به وعدۀ خودش بی اشکال عمل می‏کند.

 اگر نقصی باشد در ماست. اگر ما به خیال خودمان پیروزی داریم پیدا می‏کنیم، لکن نصرت خدا نباشد، یعنی برای او نباشد برای پیشرفت مقاصد الهی نباشد، مقاصد الهی مقصود این است که برای مظلومان، برای مستمندان، برای پیشرفت احکام اسلام، برای دفع ظلم از مظلومان، برای قطع ید ستمگران، همۀ اینها برای خدا، خدا فرموده است، ما عمل می‏کنیم. اگر فرموده بود که بروید در منزلتان بنشینید، آن وقت ما برای خدا می‏رفتیم منزل می‏نشستیم. وقتی می‏فرماید که قتال کنید.قاتِلوُهُمْ برای خدا،
برای اطاعت اوست. وقتی برای اطاعت اوست، نصرت و شکستش هیچ فرقی با هم ندارد، برای این که، این وجهۀ الهی اش همه اش نصرت است. آن چیزی که مربوط به معنویات است و مربوط به یک جهان دیگر است و برای ما، مایۀ دست است، برای ما سرمایه است، وقتی در دست ما باشد، چه شکست بخوریم و چه پیروز بشویم، هیچ فرقی با هم ندارد، و اگر این معنا نباشد باز هم فرقی ندارد، بلکه پیروزی ها شکستش بیشتر است.»

 نقل از صحیفه نور - اول فروردین 1364


+ نوشته شده در شنبه 1393/07/26ساعت 6 بعد از ظهر توسط نوروزشاد |

این نوشته را قبل از مراسم اربعین 1436 (1393) نوشته بودم و متاسفانه بسیاری از پیش بینی ها آن به تحقق پیوست.

امیدوارم در سالهای آتی با آسیب شناسی ها و برنامه ریزی های بهتر، شاهد مراسم معنوی تر و کم خطرتری باشیم.

برای مطالعه نوشته به «ادامه مطلب» بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 1393/07/18ساعت 11 بعد از ظهر توسط نوروزشاد |

بخشی از متن:

بررسی نحوه عملکردهای مسئولان جنگ، باید با هدف تحلیل رفتار و انتخاب راه بهینه در شرایط مشابه صورت پذیرد. وگرنه متهم سازی مسئولان سیاسی دولتی که در زمان جنگ عهده دار اداره کشور می شود یا نظامیانی که جان و آبروی خود را برای دفاع از کشور در معرض خطر قرار داده اند، کار منصفانه ای نیست و این بازی خطرناک اتهام پراکنی ، می تواند علاوه بر تردید آفرینی برای قبول مسئولیت در شرایط بحرانی آینده، اصل و اساس تقدس دفاع را هم مورد تردید قرار دهد و آن را در سطح توهمات کودکانه ای نظیر اجتناب پذیر بودن جنگ تنزل دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1393/07/14ساعت 1 قبل از ظهر توسط نوروزشاد |

در همین چند هفته پیش در دنیای ارتباطات مجازی و شبکه های وایبر و واتساپ فایلی  در حال تبادل است که در آن، احکام خوردن شیر الاغ و برادرشدن با کره الاغ و ... بحث می شود.

اما نکته جالب در این فایل آن است که به طرز ناجوانمردانه ای تقطیع شده، بگونه ای که بیننده تصور می کند که این احکام مضحک، از اعتقادات خود گوینده است!

من در وبسایت خود از منظر الزامات دنیای آزاد اطلاعات، آن را مورد بحث قرار داده ام و هر دو فایل ( اصلی و تقطیع شده ) را نیز برای اثبات ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1393/06/30ساعت 1 بعد از ظهر توسط نوروزشاد |

مطمئن هستم این نوع رحمت خواهی را یا تابحال نشنیده اید، یا خیلی کم شنیده اید!
معمولا آدم ها برای امواتشان، معلمشان، همکار و دوستشان، طلب رحمت الهی می کنند.
اما من مدتها است برای کسانی از خدا طلب آمرزش و رحمت می کنم که «مرا تحمل کرده اند»!!
با شناختی که از خودم دارم، احساس می کنم بدلایل متعدد، شخصیتی تحمل ناشدنی داشته ام. ایده های جدید، جرات و جسارت در تصمیم گیری، صراحت لهجه بیش از اندازه و ... بهتر بگویم پیچیدگی های فراوان، قاعدتا باید مانع از آن می شد تا از سوی مدیران، معلمان، دوستان و خانواده تحمل شوم؛
اما پدر و مادرم،و همسرم مرا «بسیار» تحمل کرده اند.
مدیران و روسای من در طول بیست و چند سال خدمتی که واقعا صادقانه ، اما جسورانه و مبتکرانه؛ انجام دادم مرا تحمل کردند و در بسیاری از اوقات مرا پشتیبانی هم کرده اند.
دو سه نفر از آنها، مرا نصیحت هم کرده اند. نصیحتهایشان را برغم تلخی زودگذر به یاد دارم و جالب این که سعی کردم حتما عمل کنم!
امروز، خیلی ها مرا موجودی آرام و صبور و حلیم تصور می کنند! قطعا و یقینا دوستان قدیمی ام که سالهاست مرا ندیده اند از چنین تعابیری به شدت به خنده خواهند افتاد!
اما مرا عوض کردند!
همان ها که مرا تحمل کردند، مرا عوض کردند.
من هیچ گاه آدم بدی به معنای بدکردار و بدخواه دیگران نبودم. حتی خوش بینی و اعتمادم نسبت دیگران کم نبود. اما رفتارم، گفتارم، تند بوده و بسیار «بیش از حد لزوم» صریح و قاطع بوده ام.
در «ابراز محبت» ناتوان بوده ام. آن چه در دلم می گذشت، همیشه بهتر از آن چیزی بود که بر زبانم و چهره ام پدیدار می شد! و این گرچه بد نیست، اما چندان هم خوب نبود.
سازگاری، عیب پوشی، تحمل و مدارا، را به تدریج آموختم. و زندگی ام رنگ بهار گرفت.
ای کاش این رنگ بهاری را در بهار زندگانی تجربه می کردم. نه اکنون که در خزان آنم!
اما خدا را شکر! نمردم و شیرینی و لذت ابراز دوستی، بخشش، مدارا، تحمل، معذرت خواهی بیخودی برای به دست آوردن دل دیگران، و .. را چشیدم.
شیرینی این تجربه ها بی نظیر است! این تجربه را تقدیم می کنم به آن ها که در بهار زندگی اند.

+ نوشته شده در سه شنبه 1393/05/21ساعت 12 بعد از ظهر توسط نوروزشاد |

  در تبلیغات مربوط به نبرد اخیر در غزه، به طور عجیبی بر آمار کشته شدگان تاکید می شود و مثلا در خبرگزاری فارس آمده که 1888 کشته در یک ماه. انگار، این آمار قربانیان جنگ است که حق و باطل آن یا میزان باطل بودن آن را تعیین می کند! که اگر چنین بود، آمار کشته های جنگ داعش و سوریه و .. گاه بسیار بیش از این ها اعلام می شود.
کاری به صحت و دقت آمارهای اعلام شده در این جنگها ندارم. آن چه منظور من است این است که کارکرد آمار کشتگان و قربانیان ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1393/05/15ساعت 7 بعد از ظهر توسط نوروزشاد |

به فرزندان خود و سایر خوانندگان توصیه می کنم که این مقاله را با عنایت به مواردی که ذیلا عرض می کنم، بخوانند:

1- لازم نیست خود را موضوع این مقاله تصور کنید. شاید شما جزو افراد حلیم و سازگاری باشید که قادر به مدیریت اخلاقی خود در شرایط بحرانی هستید. اما خواندن این مقاله به شما کمک می کند تا اولا خود را از آسیب های احتمالی آتی مصون بدارید و ثانیا به نقش تربیتی شما در پرورش روح فرزندانتان و دوستانتان کمک خواهد کرد.

2- معلوم نیست که ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1393/05/13ساعت 6 قبل از ظهر توسط نوروزشاد |

لابد شما نیز از این که حکومت صهیونیستی در قبال آزادی اسیران خود حاضر به پرداخت بهای گزاف است، احساس خوشایندی ندارید!

گرچه به طور معمول، انسان باید از فروش هر چه گرانتر آن چه به چنگ آورده، خشنود باشد. اما در مورد معاوضه اسیران صهیونیست با سایر اسیران، یا قبول شرایط سنگین در قبال آزادی آنان، ممکن است نوعی احساس حقارت به آدمی دست دهد.

اما بد نیست که بدانیم این موضوع احتمالا جزء مواد پیمانی بوده که خداوند از بنی اسرائیل گرفته است!

آیات 83 تا 86 سوره مبارکه بقره از پیمانی سخن می گوید که بنی اسرائیل با خدا بستند. بر اساس آیه 83 برخی مفاد آن پیمان عبارت است از....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 1393/04/31ساعت 5 بعد از ظهر توسط نوروزشاد |

وقتی فروشندگان خدمات به فکر حل مشکل مشتریان نیستند، باید خودمان دست به کار شویم و راه حل را پیدا کرده و به سایر مشترکین  ارائه کنیم. این که ایرانسل، سیستم جزیره هوشمند را از کدام اپراتور خارجی تقلید کرده، مهم نیست. مهم این است که هم اپراتورهای خارجی و هم ایرانسل خودمان، گرفتار مشکل عدم رضایت کاربران هستند!

در کشورهای دیگر، که رضایت مشتری اهمیت دارد، اپراتورها با ترفندهای مختلف ( حتی در اختیار گذاردن گوشی رایگان) اقدام به حفظ مشتریان خود می کنند. اما در ایران، اپراتور ایرانسل به دنبال حل مشکل مشتری نیست و زمانی که با سامانه ارتباط با مشترکین  700 یا 900 ( مخصوص آی سیم) تماس می گیرید و موفق می شوید با راهنما صحبت کنید، راهنما با هزار استدلال سعی می کند شما را توجیه کند که « این مشکل به خود شما مربوط است!»

قضیه بسیار ساده است:

ایرانسل برای تماس های درون منطقه ای سیمکارتهای اعتباری، در برخی زمانها، تخفیفاتی از 20 درصد تا 80 درصد در نظر می گیرد و آن را به اطلاع مشترکین خود می رساند.

اما این قضیه ساده در چند نکته ایرادهای اساسی دارد:

پیام های اطلاع رسانی، به صورت مکرر وارد صفحه گوشی شما شده و روی هم انباشته می شوند. گاه بیش از پنجاه پیام روی صفحه گوشی شما از یک آنتن بی تی اس ارسال شده! که نرم افزار ایرانسل قادر به جلوگیری از تکرار ارسال این پیام ها نیست! عدم برنامه نویسی دقیق برای ارسال این پیامها، بنا به اظهار پاسخگویان در سامانه 900 ، به ایرانسل مربوط نیست و به شما مربوط است!

ایرانسل، سیستمی ندارد تا سیمکارتهای دائمی با پیش شماره 90 را از دریافت این پیام معاف کند.

روشهای مختلفی برای بستن کانال 50 وجود دارد. اما اساسا بستن این کانال منطقی نیست و می بایست برای شرایط خاص باز باشد. این کانال مثل آپاندیس است که زائد نیست! مگر آن که با سیمکارت ایرانسل چرکین شده باشد.

با آن که پیدا کردن این راه حل برای من ساعتها وقت و ... هزینه برداشت، اما من آن را رایگان تقدیم دارندگان گوشی های پیشرفته می کنم.

اما راه حل گام به گام:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1393/04/23ساعت 3 بعد از ظهر توسط نوروزشاد |

هم سن و سالهای من، دوران سیاه حاکمیت ترور را در سالهای 60 تا 62 از یاد نمی برند. سالهایی که هیج کس در امان نبود. بقال و کارگر و عکاس و پاسدار و عابر و کودک و ... فرقی نمی کرد! از روی ظاهر لباس و قیافه نمره می دادند تا ترور کنند! باورش برای جوانهای امروزی کمی سخت است. ولی تعداد شهدای ترور که حدود 17 هزار نفر است گواه بر عجیب بودن این فتنه دارد.

خیلی تلاش شد تا جوانهای فریب خورده، را نجات دهند اما دروغگویی های مجاهدین خلق تمامی نداشت. حتی اگر یکی دو تا از دروغها را برای آنها افشا می کردی، رسوب اخبار کینه انگیز از حکومت در دل آنها کار خودش را کرده بود. کافی بود در میان آن همه دروغ، یک راست پیدا شود. یا خبری که کمی از آن راست بوده باشد!

به هر حال، پس از ناامیدی از کار فرهنگی، کار به مقابله فیزیکی رسید. ستاد خبری تشکیل شد و مردم اخبار خودرا به این ستاد اعلام کردند. نتیجه خوب بود ولی کافی نبود. ترورها ادامه داشت. گشت ثارالله براه افتاد. تروریستها پس از ترور در امنیت نبودند. احتمال دستگیری شان بالا رفت. تلفاتشان زیاد شد. اما هنوز ترورها ادامه داشت. اما یک طرح جدید،  مثل تیر خلاص بر پیکر سازمان تروریستی مجاهدین خلق ( منافقین) نشست و آن طرح مالک و مستاجر بود.

بر اساس این طرح، کلیه مالکین باید اسامی و مشخصات مستاجرین خود را اعلام کنند. در صورتی که اعلام نکنند و آن مستاجرین جزو منافقین بوده باشند، مالک بعنوان همکاری با منافقین دستگیر و خانه هم مصادره خواهد شد.

کمتر از چند ماه، تمام منافقین به کردستان و یا بلوچستان رفتند. از آن جا راهی عراق و یا پاکستان و سپس عراق شدند.  سازمان ترور از کشور خارج شد.

این طرح، اما در عراق قابل اجرا نیست. جامعه عراق، جامعه ای عشیره محور است. در اکثر نقاط عراق عشایر زندگی می کنند و کسی بدون پیوستگی با آنها نمی تواند کاری بکند.

احیای نظام ثبت احوال عشیره ای، در کنار الزام روسای عشایر وقبایل به ارائه آمار و اطلاعات افراد مشکوک، خارج شده، گریخته، وارد شده، فاقد پیوستگی  و... می تواند کمک مهمی برای کنترل اوضاع باشد. 

+ نوشته شده در یکشنبه 1393/03/18ساعت 10 بعد از ظهر توسط نوروزشاد |

اخیرا به نقل از وزیر محترم اطلاعات نقل کرده اند که فرموده اند:

«برای من به عنوان یک عضو کوچک دولت نظام مقدس جمهوری اسلامی مایه تاسف است که برخی هرچه دروغ، افترا و تهمت است را به رییس‌جمهور و وزرای آن نسبت می‌دهند»،«بولتن‌هایی به ما می‌رسد که مالامال از دروغ است». وزیر اطلاعات ادامه داد: «اوایل انقلاب منافقان برای اهداف سیاسی خود علیه انقلابیون دروغ می‌گفتند، تهمت می‌زدند و حتی شهید بهشتی را امریکایی خطاب می‌کردند.اما متاسفانه امروز دیده می‌شود افرادی که مدعی ولایت مداری و دینداری هستند به مانند خوردن آب دروغ می‌گویند»

نقطه گمراهی من و کشیده شدنم از مباحث اخلاقی به مباحث سیاسی؛ همین رواج دروغ و تهمت در فضای جامعه بود. با این حال همین جمله درد دل گونه! وزیر محترم اطلاعات که انصافا مرد دوست داشتنی و شجاعی است؛ مرا بیاد روزی انداخت که رفته بودم نمازجمعه؛ و حضرت آیت الله یزدی امام جمعه بود. سخنان ایشان پر بود از بیان مشکلات قوه قضائیه!  و من مانده بودم که مگر کسی غیر از ایشان باید این مشکلات را برطرف کند؟!

بگذریم، من در غور سخنان وزیر اطلاعات بودم که احساس کردم سوالات زیادی برایم پدید آمده است. و برای آن یک راه حل به ذهنم رسید:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 1393/03/17ساعت 1 بعد از ظهر توسط نوروزشاد |

درباره هدایت سخن و سوال بسیار است. هدایت یعنی چه؟ و چه نسبت و جایگاهی با بنی آدم دارد؟ مراحل و مراتب آن چگونه است؟ مسئولیت بشر نسبت به هدایت دریافتی چیست؟ آنها که هدایت نشده اند، در روز قیامت چه وضعی نزد خداوند دارند؟! مراتب فهم و درک معرفتی انسانها با هم بکسان نیست. چرا به ما آموخته شده (در سوره حمد) که هدایت به صراط را طلب کنیم نه مقصد را؟!!

............   نوشته ای دارم در سایتم به همین نام: «هدایت» .

اگر دوست داشتید مراجعه کنید و بخوانید. زبانش خیلی ساده است . ولی دقت زیاد می طلبد. 

+ نوشته شده در سه شنبه 1393/03/13ساعت 11 بعد از ظهر توسط نوروزشاد |

از زمانی که میلاد با سعادت امیرمومنان علی علیه السلام را به عنوان روز پدر اعلام کردند، جای خالی پدران از دنیا رفته، بیش از پیش حس می شود.

در میان پیامکهای تبریک این روز، پیامکهای حزن انگیزی هم به چشم می خورد و این پیامک اشک مرا جاری ساخت:

"به یاد اولین بوسه ای که پدرم به رسم مهر در اولین ساعات تولد به گونه ام زد و من نفهمیدم!

و به یاد سوزنده ترین نظاره آخر که من به رسم وداع بوییدمش و او نفهمید!
یاد همه پدران را در روز پدر گرامی میداریم."

دیروز و امروز، بغضی نهفته در گلو دارم. اگر نمی گریم؛ برای آن است که ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1393/02/24ساعت 10 قبل از ظهر توسط نوروزشاد |

در خیابان و کوچه و بازار خطرات بسیاری برای مردم می تواند وجود داشته باشد. از تصادف با خودرو، سقوط اشیاء، افتادن در پرتگاه، تا حمله دزدان و متجاوزان و هتاکی بی ادبان .

اما همه این خطرات مانع از حضور ما در کوچه و بازار نخواهد شد. زیرا ما برای حفظ خود از این خطرات چاره هایی اندیشیده ایم.

برای جلوگیری از تصادف با خودرو، احتیاط می کنیم و با توجه به سرعت خودورها فاصله مناسبی از آنها می گیریم. از کنار ساختمانهای در حال ساخت عبور نمی کنیم تا اشیاء بر سرمان نیفتند. چشممان را باز می کنیم تا در جوی و چاله نیفتیم و اگر گودال بزرگی در کنار مسیر باشد، حتی برای گریز از خطر ریزش دیواره های آن، هنگام عبور از آن فاصله می گیریم.

برای مقابله، یا کاهش خطر دزدان، اشیاء گرانقیمت خود را پنهان می کنیم. طوری وانمود می کنیم که این پاکت میوه است که در دستمان است، نه پاکت پول!  به هر بی سرو پایی نمی خندیم تا با زبان هرزه اش به ما هتاکی نکند!....

همه این ها نوعی «حریم» است که برای خود ایجاد می کنیم. انسانها هرچه  نسبت به خطرات آگاه تر باشند، و هرچه نسبت به ارزش آن چه دارند آگاه تر باشند؛ ....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 1393/02/16ساعت 11 قبل از ظهر توسط نوروزشاد |

«بیماران محترمی که جهت پرداخت وجه آزمایشات خود، دچار مشکل مالی هستند؛ با هماهنگی مدیریت آزمایشگاه، هر مقدار که مایلند پرداخت نمایند»

این تابلو در یکی از آزمایشگاههای مهم و پر مراجعه شمال شهر تهران نصب شده است. همه ما ، همیشه و همه جا، در حال آزمایشیم. این هم یک آزمایش است! آزمایشی برای مدیر آزمایشگاه، آزمایشی برای بیماران مراجعه کننده، و آزمایشی برای من و شما ....

آیا ما روحمان از شنیدن اخبار اختلاس، نامردی، دزدی، خیانت، و .... خسته شده است؟   آیا از دیدن تصاویر و اخباری که نشانی از انسانیت را منتشر می کنند، آرام می گیریم؟

جواب آزمایش شما فورا آماده است!

+ نوشته شده در دوشنبه 1393/02/01ساعت 10 بعد از ظهر توسط نوروزشاد |


روزی که نوه ام به دنیا آمد، اولین لحظاتی که چشمش را به دنیا گشود، با حیرت و تعجب می نگریست.

برای من ، حیرت و تعجب نوزاد در اولین نگاهش، دارای پیام مهمی بود.

یک نوزاد، در شکم مادرش ، چشم دارد. اما فایده آن را نمی داند. چشمش بسته است. اگر باز هم باشد، چیزی نمی بیند. اصلا چیزی برای دیدن در آن ظلمات وجود ندارد!

نوزاد، وقتی پا به این دنیا می گذارد، و چشم باز می کند، چشم را از همان دنیای قبلی با خود آورده است. چشم او که ابزار دیدن در این دنیا است، در آن دنیای قبلی شکل یافته و تکمیل شده است هر چند در آن دنیا او نمی دانسته که چشم چیست؟! و چه فایده ای دارد؟!

تصور کنید که به او در شکم مادرش می گفتند که این عضو در بدن تو وظیفه مهمی دارد و آن «دیدن» است!    او چه مفهومی از «دیدن» می توانست در ذهن خود تصور کند؟!! «دیدن» چیست؟! چه لذتی دارد؟ چه آثاری دارد؟ با آن چه کارهایی می توان کرد؟ مطالعه و خواندن و تماشا و خشم و رحمت و اشک و احساس و عشق و تشخیص اشیاء و افراد و دوری از خطر و ... تمام این مفاهیم را شاید بتوان برای یک نابینای مادرزاد توضیح داد، اما برای یک کودکی که در شکم مادر است، به هیچ وجه قابل تصور نیست.حتی اگر فرض کنیم که می توان با او سخن گفت و چیزهایی را به او فهماند!

آن قدر این حس غریب است که نوزاد تا مدتها ، می بیند؛ ولی هیچ چیز از دیدن خود احساس نمی کند! مدتی طول می کشد تا او با این احساس جدید آشنا شود.

حکایت ماست در این دنیا، و آن چه در آخرت وآن دنیا ، با آن روبرو می شویم. تمام اعضاء و جوارحی که  برای زندگی در آن دنیا به آنها احتیاج داریم، در همین دنیا شکل می گیرد. ممکن است خاصیتش را ندانیم. اما به آن نیاز خواهیم داشت. به ما گفته اند قلب سلیم بیاور! قلب نباید ذره ای کینه ی مومن در آن باشد. بد بینی در آن باشد. محبت ظالمان در آن باشد. و ....

تصور کنید که کودک در شکم مادرش، انگشت خود را در چشمش فرو کند! اگر این تصور ، کمی خیالی به نظر می رسد، تصور دیگری را مطرح می کنم: تصور کنید که در جریان معاینات بالینی، آسیبی به چشمان کودکی وارد شود. آن عضو ، سلامت خود را از دست می دهد و دیگر در دنیای بعدی امکان استفاده از آن وجود نخواهد داشت. به همین خاطر است که مادر در دوران حمل، مراقبت بیش از اندازه دارد، از خیلی خطرات دوری می کند، یعنی «تقوا» پیشه می کند!

مراقب اعضاء و جوارحی که در دنیای بعدی به آن نیاز داریم، باشیم!

وقتی پا به دنیای بعد می گذاریم و چشممان باز می شود، تازه معنا و مفهوم توصیه های انبیاء را می فهمیم! آن زمان دیگر دیر شده است و تمسخرها و انکارها و دلخوشی ها به نعمات این دنیا ، کار را تمام کرده و آن عضو را از کار انداخته است!

هیچ کس نمی داند که چه نور چشم هایی ، در پاداش عملش، برای او پنهان نگاه داشته شده است! ( سوره سجده آیه 17)


+ نوشته شده در دوشنبه 1393/01/25ساعت 7 قبل از ظهر توسط نوروزشاد |

مطالب قدیمی‌تر